نهج الحقّ و کشف الصدق ت کهنسال - علامه حلی - الصفحة ١٠٢ - خداوند فعل قبيح انجام نمىدهد
هر كس اعتقادى داشته باشد كه به موجب آن تكذيب قرآن لازم آيد، به كفر معتقد است و راه ارتداد و خروج از امت اسلام را مىپيمايد. خردمند ناآگاه بايد از چنين رأى ناروايى بپرهيزد. بايد مرگ را بياد آورد و حذر كند از آنكه زندگى به پايان رسد و او بر اين انديشه پا بر جا باشد كه در اين حال توبه او پذيرفته نمىگردد آنگاه آرزوى بازگشت كند و بگويد: «اى پروردگار من مرا باز گردان شايد كارهاى شايستهاى را كه ترك كرده بودم بجاى آورم.»[١] اما پاسخ بشنود: هرگز! ج) با اين رأى اطمينانى به وعده و وعيد خداوند حاصل نمىگردد. زيرا اگر فعل قبيح از خداوند جايز باشد دروغ نيز بر او جايز است و در اين فرض نمىتوان به پاداش يا عذابى كه بر طاعت و معصيت مقرر كرده اطمينان داشت. بدينسان نه تنها جزم به گفتار خدا حاصل نمىشود كه حتّى گمان نيز بدست نمىآيد؛ زيرا به كسى كه هر گناه و زشتى بر او رواست چگونه مىتوان گمان راستگويى داشت؟ پس فايده تكليف كه باز داشتن از عذاب و برانگيختن به ثواب است، از ميان مىرود.
چه كسى بر خود تقليد از قومى را مىپسندد كه دروغ را بر خداوند روا مىدانند و اعتمادى به قيامت و ثواب و عقاب او ندارند؟ آيا اين نظر جز خروج از دايره امت اسلامى است؟ ناآگاهان بايد از پيروى اين جماعت بپرهيزند و بىخبرى را عذرخواه خود نسازند كه آنچه ما بيان كرديم عين مذهب ايشان و گفتارهاى صريح آنان است، پناه بر خدا از اين نظريهها و مانند آنها.
د) لازمه اين انديشه ابله دانستن مطيع و زيرك انگاشتن گناهكار و عصيانگر است. بلكه هر اندازه شخص پرهيزگار بر طاعت و زهد و دورى از دنيا بيفزايد ابلهتر است همانسان كه هر اندازه گناهكار بر تبهكارى و سركشى خود افزون كند زيركتر و محتاطتر است. زيرا اگر زشتيها را از خداوند بدانيم، جايز است كه مطيع را عذاب
[١]. مؤمنون: ١٠٠.