ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣١٧ - ١٠ - باب شير و شغال
ديگري گفت: اگر ترا اين باور نميآيد درين احتياط بايد كرد، كه معرفت خلايق دشوار است، و راست گفتهاند كه:
|
لا تحمدنّ امرأ حتّى تجرّبه |
و لا تذمّنّه من غير تجريب |
|
[١] ديگري گفت: هم چنين است. وقوف بر اسرار و اطّلاع بر ضماير صورت نبندد، لكن اگر اين گوشت در منزل او يافته شود هر آينه هر چه در افواهست از خيانت او راست باشد.
ديگري گفت: بدانش خويش مغرور نشايد بود، كه غدّار هرگز نجهد، چه خيانت بهيچ تأويل پنهان نماند و يأتيك بالأخبار من لم تزوّد [٢] ديگري گفت: اميني ازو بمن هر چيزي ميرسانيد و در تصديق آن تردّد ميداشتم تا اين سخن از شما بشنودم، و نيكو مثلي است «أخبر تقله» [٣]. ديگري گفت: مكر و خديعت او هرگز بر من پوشيده نبوده است، و خبث و كيد او را نهايت نيست، و من كار او را بشناختهام و فلان را گواه گرفته كه كار اين زاهد عابد بفضيحت كشد و از وى خطائي عظيم و گناهي فاحش ظاهر گردد. ديگري گفت: اگر اين زاهد متّقي كه تقلّد أعمال ملك را در ظاهر بلا و مصيبت ميشمرد اين خيانت بكرده است عجب كاري است. ديگري گفت: اگر اين حوالت راست است موقع اختزال [٤] اندر آن بكفران نعمت و، دليري بر سبك داشت مخدوم بدان، مقرون است، و هيچ خردمند آن را بر مجرّد خيانت حمل نكند. ديگري گفت:
شما همه اهل امانتيد و تكذيب شما از رسم خرد دور افتد، اگر اين ساعت ملك بفرمايد تا اين گوشت در منزل او بجويند برهان اين سخن ظاهر شود و گمانهاى خاصّ و عامّ اندر آن
______________________________
[١]. (٣)
|
لا تحمدنّ ... |
مستاى مردي را مگر آنگاه كه بيازمائي او را و نكوهش مكن وى را بي آزمون.
[٢]. (٨) و يأتيك ... و بياورد براى تو اخبار را كسي كه تو او را توشه نداده باشي (براى خبر آوردن).
[٣]. (١٠) أخبر تقله بيازماى و دشمن بدار. گويد مردمان را بدين صفت يافتم كه بيازمائي ايشان را دشمن خواهي داشت. القلى دشمن داشتن و مبغوض داشتن كسي را؛ هي در آخر تقله هاء وقف است و ساكنست.
[٤]. (١٥) اختزال بمعني اختلاس اموال است، و مراد از عبارت اينكه كار دزدي اين خادم خيانت تنها نيست، دو امر ديگر با آن مقرونست: كفران نعمت؛ و جرأت و جسارت اينكه بدان عمل مخدوم را مورد اهانت بسازد.