ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٦٦ - بوزنهاى كه درودگرى پيش گرفت
گفت: اگر قربتي يابم و اخلاق او را بشناسم خدمت او را به اخلاص عقيدت پيش گيرم و همّت بر متابعت راى و هواى او مقصور گردانم و از تقبيح احوال و افعال وى بپرهيزم، و چون كاري آغاز كند كه بصواب نزديك و بصلاح ملك مقرون باشد آن را در چشم و دل وى آراسته گردانم و در تقرير فوايد و منافع آن مبالغت نمايم تا شادي او بمتانت راى و رزانت عقل خويش بيفزايد، و اگر در كاري خوض [١] كند كه عاقبت وخيم و خاتمت مكروه دارد و شرّ و مضرّت و فساد و معرّت [٢] آن بملك او باز گردد پس از تأمّل و تدبّر برفق هر چه تمامتر و عبارت هر چه نرمتر و تواضعي در اداى آن هر چه شاملتر غور و غايله [٣] آن با او بگويم و از وخامت عاقبت آن او را بياگاهانم، چنانكه از ديگر خدمتگاران امثال آن نبيند. چه مرد خردمند چرب زبان اگر خواهد حقّي را در لباس باطل بيرون آرد و باطلي را در معرض حقّ فرا نمايد
|
باطلي گر حقّ كنم عالم مرا گردد مقر |
ور حقي باطل كنم منكر نگردد كس مرا |
|
و نقّاش چابك قلم صورتها پردازد كه در نظر انگيخته نمايد و مسطّح باشد، و مسطّح نمايد و انگيخته باشد
|
نقّاش چيره دست است آن ناخداى ترس |
عنقا [٤] نديده صورت عنقا كند همي |
|
و هرگاه كه ملك هنرهاى من بديد بر نواخت [٥] من حريصتر از آن گردد كه من بر خدمت او.
كليله گفت: اگر راى تو بر اين كار مقرّر است و عزيمت در امضاى [٦] آن مصمّم باري نيك بر حذر بايد بود كه بزرگ خطري است. و حكما گويند بر سه كار اقدام ننمايد
______________________________
[١]. (٥) خوض در كاري شروع كردن و در آمدن. رجوع شود بص ١٠ ح بر س
١٢.
[٢]. (٦) معرّت بدي و گناه و زشتي و آزار و غرامت و عيب و عوار و هر مكروهي از اين قبيل.
[٣]. (٧) غور و غايله عاقبت بدو زيانكار. در نسخه ١: غول و غائله.
[٤]. (١٤) عنقا مرغي خيالي و موهوم كه عرب وجود آن را معتقد بودند، مانند سيمرغ كه ايرانيان بدان اعتقاد داشتند.
در شعر مشهور منسوب به ناصر خسرو هر دو اسم نام يك مرغ دانسته شده است: از كرگس و از ققنس و سيمرغ كه عنقاست. در بسيار موارد ديگر هم اين دو را يكي گفتهاند.
[٥]. (١٥) نواخت (مصدر مرخّم) إنعام كردن وصله و بخشش كردن در حقّ كسي كه از وى خشنود باشند، و مقام و مرتبه او را بالا بردن.
[٦]. (١٦) إمضا گذرانيدن و بموقع اجرا گذشتن و بأنجام رسانيدن.