ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ١٦٣ - ٤ - باب دوستى كبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو
از مروّت نسزد كه چون در طلب مقاربت تو راه دور پس پشت كنم روى از من بگرداني و دست ردّ بر سينه من نهي، كه حسن سيرت و پاكيزگي سريرت تو گردش ايّام بمن نمود. و هنر خود هرگز پنهان نماند اگر چه نمايش زيادت نرود، چون نسيم [١] مشك كه بهيچ تأويل نتوان پوشانيد و هر چند در مستور داشتن آن جدّ رود آخر راه جويد و جهان معطّر گرداند
|
بد توان از خلق متواري شدن، پس بر ملا |
مشعله در دست و مشك اندر گريبان داشتن |
|
و در محاسن اخلاق تو در نخورد كه حقّ هجرت من ضايع گذاري و مرا نوميد از اين در بازگرداني و از ميامن دوستي خود محروم كني. موش گفت هيچ دشمنايگي [٢] را آن اثر نيست كه عداوت ذاتي را، ازيرا كه چون دو تن را با يك ديگر دشمنايگي افتاده باشد، و بروزگار از هر دو جانب تمكّن يافته و قديم و حديث آن بهم پيوسته و سوابق [٣] بلواحق مقرون شده، پيش از سپري گشتن ايشان انقطاع آن صورت نبندد، و عدم آن به إنعام ذاتها متعلّق باشد.
و آن دشمنايگي بر دو نوع است: اوّل چنانكه از آن شير و پيل، كه ملاقات ايشان بي محاربت ممكن نباشد، و اين هم شايد بود كه مرهم پذيرد، كه نصرت در آن يك جانب را مقرّر نيست و هزيمت بر يك جانب مقصور نه، گاه شير ظفر يابد و گاه پيل پيروز آيد. و اين جنس چنان متأصّل [٤] نگردد كه قلع [٥] آن در امكان نيايد، و آخر بحيلت بلا بندي توان كرد و گربه شاني [٦] در ميان آورد. و دوم چنانكه از آن موش و گربه، و زاغ و غليواژ و
______________________________
[١]. (٣) نسيم بوى ص ٤٦ ح بر س ٥ ديده شود و نيز ١٢٣/ ٨.
[٢]. (٧) و (٨) و (١١) دشمنايگي در نسخه اساس و ١ در هر سه مورد: دشمنايكى، و در و در چلبي: دشمنادكي. نسخ ديگر: دشمنانكى، يا دشمني، يا عداوت.
[٣]. (٩) سوابق بلواحق مقرون شده وقايع پيشين با حوادث تازهتر جمع شده است.
[٤]. (١٤) متأصّل (از اصل بمعني ريشه) ريشه دار و استوار گشته و ريشه دوانيده؛ در نسخه اساس: متسلسل. متن مطابق نق و ٢ و. در باقي نسخ: مستأصل، يا متّصل.
[٥]. قلع ص ٩٨ ح بر س ٥ ديده شود.
[٦]. (١٥) گربه شاني گربه شاندن، گربه بشانه كردن، گربه شانه زدن، گربه شانگي، و نيز روباه شاندن و روبه شانگي و نظاير اين، در كتب قرون پنجم تا هفتم هجري فراوان آمده است و معاني تملّق گفتن و فريفتن و نيز خود را فريفتن و فريفته شدن از آن مستفاد ميشود، و اشكال گربهسان و گربهساني كه در برخي از فرهنگها آوردهاند بنظر ميرسد كه تصحيف و غلط باشد، و در اين عبارت كليله و دمنه گويا بمعني ميانه را گرفتن و اصلاح ذات البين كردن بكار رفته باشد.
در ديوان ناصر خسرو (چاپ كتابخانه طهران) آمده است:-