ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٤٠ - ١٢ - باب زاهد و مهمان او
[١٢- باب زاهد و مهمان او]
١٢- باب الزّاهد و الضّيف راى گفت برهمن را: شنودم مثل بد كردار متهوّر كه در ايذا [١] غلوّ نمايد، و چون بمثل آن مبتلا شود در پناه توبت و انابت گريزد. اكنون باز گويد مثل آنكه پيشه خود بگذارد و حرفتي ديگر اختيار كند، و چون از ضبط آن عاجز آيد رجوع او بكار خود ميسّر نگردد و متحيّر و متأسّف فرو ماند.
برهمن جواب داد كه: لكلّ عمل رجال [٢]؛ هر كه از سمت موروث و هنر مكتسب اعراض نمايد و خود را در كاري افگند كه لايق حال او نباشد و موافق اصل او، لا شكّ در مقام تردّد و تحيّر افتد و تلهّف و تحسّر بيند و سودش ندارد و باز گشتن بكار او تيسير نپذيرد؛ هر چند گفتهاند كه: الحرفة لا تنسى و لكن دقائقها تنسى. [٣] مرد بايد كه بر عرصه عمل خويش ثبات قدم بر زد و بهر آرزو دست در شاخ تازه نزند و بجمال شكوفه و طراوت برگ آن فريفته نشود، چون بحلاوت ثمرت و يمن عاقبت واثق نتواند بود. قال النّبيّ عليه الصّلوة و السّلم: من رزق من شىء فليلزمه. [٤] و از امثال اين مقدّمه حكايت آن زاهد است. راى پرسيد كه: چگونه است آن؟ گفت:
آوردهاند كه در زمين كنّوج [٥] مردي مصلح و متعفّف بود؛ در دين اجتهادي تمام و بر طاعت و
______________________________
[١]. (٢) ايذا (ايذاء، باب افعال از أذى) كسي را آزردن؛ نيز رجوع
شود به ٢٠٦/ ٩، ٣٠١/ ٤، ٣٠٨/ ١٥، ٣١٠/ ١٣ ح و ٣٣٤/ ٦.
[٢]. (٦) لكلّ عمل رجال هر كاري را مردانيست.
[٣]. (٩) الحرفة لا تنسى ... پيشه فراموش نميشود، باريكيهاى آن فراموش كرده ميشود.
[٤]. (١٢) من رزق من ... صحيح لفظ حديث من رزق في شىء است (جامع صغير): كسي كه در چيزي و كاري روزي تحصيل ميكند گو ملازم آن باشد و قدم در آن راه ثابت دارد.
[٥]. (١٤) كنّوج در نسخ مختلف بصورت قنّوج و تصحيفات و تحريفات كرخ و كژنج و كنزنح و غيره نوشته شده است.
ولايتي از هند كه در جزء فتوحات سلطان محمود غزنوي مذكور است و در شاهنامه و اشعار شعراى ديگر عهد غزنوي به تشديد نون آمده و ياقوت حموي نيز آن را مشدّد ضبط كرده- در هنديKanoj .