ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ١٣٧ - زن بازرگان و نقاش و غلام او
باز گردد. و گفتهاند «هر كه در كارها مسارعت نمايد و از فوايد تأمّل و منافع تثبّت غافل باشد بدو آن رسد كه بدان زن رسيد كه بگرم شكمي [١] تعجيل روا داشت تا ميان دوست و غلام فرق نتوانست كرد». شير پرسيد: چگونه؟ گفت:
[زن بازرگان و نقاش و غلام او]
آوردهاند كه در شهر كشمير بازرگاني بود حمير نام و زني ماه پيكر داشت كه نه چشم چرخ چنان روى ديده بود، نه رايد [٢] فكرت چنان نگار گزيده، رخساري چون روز ظفر تابان و زلفي چون شب فراق درهم و بي پايان
|
خود ز رنگ زلف و نور روى او برساختند |
كفر خالي از گمان و دين جمالي از يقين |
|
|
فالوجه مثل الصّبح مبيضّ |
و الفرع مثل اللّيل مسودّ |
|
[٣] و نقّاشى استاد، انگشت نماى جهان در چيره دستي [٤]، از خامه چهره گشاى او جان آزر در غيرت، و
______________________________
[١]. (٢) گرم شكمي حرص بسيار بچيزي. ص ٧٩ ح بر س ١٢ نيز ديده شود.
[٢]. (٥) رايد چاووش، قاصد تيز رو، كه بسيار ميآيد و ميرود. نيز رجوع شود به ص ٨٩ ح بر س ٤.
[٣]. (٨) فالوجه ...
|
روى مانند صبحگاه سپيد |
موى مانند شامگاه سياه |
|
. در بعضي از نسخ: و الصّدغ بجاى و الفرع. همچنين در نسخ شرح ابيات: و الفرع، يا و الصّدغ، يا و الشّعر.
[٤]. (٩) چيره دستي صفات چابك دست و چابك قلم و چربدست و چيره دست از براى نقّاش بسيار بكار رفته است (چابك قلم و چيره دست در ٦٦/ ١٢ و ١٤ ديده شود). در بزم ثاني خرابات ص ٢٥١ از شيخ شطّاح منقولست:
|
تمثال رخ ترا بچين بردستند |
آنجا كه مصوّران چابك دستند |
|
|
در پيش مثال روى تو بنشستند |
انگشت گزيدند و قلم بشكستند |
|
و معزّي گويد (ديوان، صفحات ٢٦٠ و ٢٣٠ و ٢٢٩ بترتيب):
|
بر آن صحيفه كه يك چند زرگران خزان |
بچربدستي بردند زرّ و سيم بكار |
|
|
مهندسان بهاري بر آن صحيفه كنون |
همي كشند خط از لاژورد و از زنگار |
|
|
گوئي كه گنجخانه جمشيد عرض داد |
نقّاش چرب دست بر آن سقف و آن جدار |
|
|
بر نقش مديح تو همه ساله معزّي |
چيرهست چو نقّاش به اشكال و صور بر |
|
و انوري گويد (ديوان، چاپ مدرّس رضوي ج ١ ص ١٨٧):
|
چربدستيّ فلك بين تو كه بي خامه و رنگ |
كرد اطراف چمن را همه پر نقش و نگار |
|
و نظامي در اسكندر نامه گويد:
|
بفرمان او زرگر چيره دست |
طلاهاى زر بر سر نقره بست |
|
و شمس قيس در نصايحي كه بشاعر ميكند ميگويد (المعجم چاپ قزويني ص ٤٢٠ و چاپ ١٣٣٨ مدرّس رضوي ص ٤٥٠):
و در اين باب چون نقّاش چيره دست باشد كه در تقاسيم نقوش و تداوير شاخ و برگها هر گلي بر طرفي نشاند و هر شاخ بسوئي بيرون برد و در رنگ آميزي هر صبغ جائي خرج كند و هر رنگ بگلي دهد ...