ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٢٨٨ - زال و دختر او مهستى(منظوم)
پسر را براى بقاى ذكر خواهند، و در نفس و ذات خويشتن را يكتا شناسند و در عزّت آن كس را شركت ندهند. چه هرگاه كه مهمّي حادث گردد هر كس بگوشهاي نشينند و بهيچ تأويل خود را از براى ديگران در ميان ننهند
[زال و دختر او مهستى (منظوم)]
|
داشت زالي بروستاي چكاو [١] |
مهستي [٢] نام دختري و دو گاو |
|
|
نو عروسي چون سروتر بالان |
گشت روزي ز چشم بد نالان |
|
|
گشت بدرش چو ماه نو باريك |
شد جهان پيش پيرزن تاريك |
|
|
دلش آتش گرفت و سوخت جگر |
كه نيازي [٣] چنو نداشت دگر |
|
|
از قضا گاو زالك از پى خورد |
پوز روزي بديگش اندر كرد |
|
______________________________
[١]. (٤) چكاو اسم محلّي است، و مهم نيست كه آيا حقيقة جائي بدين نام
بوده است و يا اينكه فقط اسمي كه از لحاظ وزن و قافيه در اين بيت بگنجد بكار رفته.
در نسخ قديم حديقه هم جكاو است، و نيز در برخي از نسخ قديم كليله و حديقه تكاو
آمده است. مقدّسي در أحسن التّقاسيم در باره محلّات نيشابور ميگويد (چاپ لايدن ص
٣١٦):
روستاى شامات آنجا را كه وسيع و داراى ديههاى نيكو و مزارع بسيار است تك آب مينامند، بجهت اينكه از همه رستاقها پائينتر است و آب بجانب آن روان ميشود.
[٢]. (٤) مهستي مه ستّي، ماهستّي ماه خانم، ماه بانو. ستّي و ستي مخفّف سيّدتي است. در اين حكايت باقتضاى وزن تلفّظ كلمه معلوم ميشود. در الهي نامه عطّار (مقاله سيزدهم) حكايتي از مهستي دبير و شاعر سلطان سنجر هست كه در آن هم مهستّي و هم مهستي آمده است.
[٣]. (٧) نيازي نياز بمعني نيايش (پرستش) و احتياج و عشق و آرزو همه هست، و نياز آن شدن بمعني عاشق شدن در كارنامه اردشير پاپكان آمده است. نيازمند بمعني محتاج و عاشق، و نيازي بمعني محتاج اليه، و بمعني معشوق و محبوب و عزيز بكار رفته است. بيتي از ويس و رامين در شمس اللّغات منقول است از اين قرار:
|
بدو گفت اى نيازي جان دايه |
بجز تندي نداري هيچ مايه |
|
و ويس و رامين گ ٣٤ ب ٢٩ و گ ٧٩ ب ٥٢٢ نيز ديده شود؛ و بيتي از منوچهري در بهار عجم و در ديوان (چاپ دوم دبير سياقي ص ٤٢) آمده كه در هر دو جا مغلوط است و شايد صورت صحيح آن اين باشد:
|
من نيازومند رويت گشتم و هر كو چو من |
عاشق نازي بود آيدش صد گونه نياز |
|
و انوري نيازيان را بمعني محتاجان بكار برده است (ديوان، ج ١ ص ٤٥٣):
|
اى چشم نيازيان ز جود تو |
چون بخت مخالفت به خوش خوابي |
|
و باز نيازي بمعني محبوب و معشوق در بيتي از نظامي آمده است كه صاحب بهار عجم نقل كرده:
|
چون ابن سلام زان نيازي |
شد نامزد شكيب سازي |
|