ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٤٩ - مردى كه با ياران خود به دزدى رفت
چندين اختلاف [١] راى بر متابعت اين طايفه قرار دهم و قول اجنبي صاحب غرض را باور دارم همچون [٢] آن غافل و نادان باشم كه:
[مردى كه با ياران خود به دزدى رفت]
شبي با ياران خود بدزدي رفت، خداوند خانه بحسّ حركت ايشان بيدار شد و بشناخت كه بر بام دزدانند، قوم [٣] را آهسته بيدار كرد و حال معلوم گردانيد، آنگه فرمود كه: من خود را در خواب سازم و تو چنانكه ايشان آواز تو ميشنوند. با من در سخن گفتن آى و پس از من بپرس بإلحاح هر چه تمامتر كه اين چندين مال از كجا بدست آوردي. زن فرمان برداري نمود و بر آن ترتيب پرسيدن گرفت. مرد گفت: از اين سؤال در گذر كه اگر راستي حال با تو بگويم كسي بشنود و مردمان را پديد آيد. زن مراجعت [٤] كرد و الحاح در ميان آورد.
مرد گفت: اين مال من از دزدي جمع شده است كه در آن كار استاد بودم، و افسوني دانستم كه شبهاى مقمر [٥] پيش ديوارهاى توانگران بيستادمي و هفت بار بگفتمي كه شولم شولم، و دست در روشنائي مهتاب زدمي و بيك حركت ببام رسيدمي، و بر سر روزني بيستادمي [و هفت بار ديگر بگفتمي شولم و از ماهتاب بخانه در شدمي] و هفت بار ديگر بگفتمي شولم. همه نقود خانه پيش چشم من ظاهر گشتي، بقدر طاقت بر داشتمي و هفت بار ديگر بگفتمي شولم و بر مهتاب از روزن خانه بر آمدمي. ببركت اين افسون نه كسي مرا بتوانستي ديد و نه در من بدگماني صورت بستي. بتدريج اين نعمت كه ميبيني بدست آمد. امّا زينهار [٦] تا اين لفظ كسي را نياموزي كه از ن خللها زايد. دزدان بشنودند و از آموختن آن افسون شاديها نمودند، و ساعتي توقّف كردند، چون ظنّ افتاد كه اهل خانه در خواب شدند مقدّم دزدان هفت بار بگفت شولم، و پاى در روزن كرد. همان بود و سرنگون فرو افتاد. خداوند خانه چوب دستي برداشت و شانهاش بكوفت و گفت: همه عمر برو بازو زدم و مال بدست آورد
______________________________
[١]. (١) اختلاف رفت و آمد، و آمد و شد. ص ٣٠ س ١٩ نيز ديده شود.
[٢]. (٢) همچون در نسخه اساس: همچنان.
[٣]. (٤) قوم زوجه و همسر، و در اين كتاب و ساير كتب قديم بدين معني مكرّر استعمال شده است.
[٤]. (٨) مراجعت اينجا بمعني دوباره گفتن و تكرار سؤال خود كردن. «مراجعة باز گردانيدن سخن را» (صراح).
[٥]. (١٠) مقمر كه قمر در آن ميتابد و آن را روشن ميكند؛ ماهتابي؛ روشن بماهتاب.
[٦]. (١٥) زينهار رجوع شود به ص ٤٥ ح برس ١٠.