ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٢٨ - مفتتح كتاب بر ترتيب ابن المقفع
[٢- مقدمه ابن المقفّع]
مفتتح كتاب بر ترتيب ابن المقفّع
(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ)* چنين گويد ابو الحسن عبد اللّه ابن المقفّع، رحمه اللّه، پس از حمد باري، عزّ اسمه، و درود بر سيّد المرسلين، عليه الصّلاة و السّلام، كه ايزد تبارك و تعالى بكمال قدرت و حكمت عالم را بيافريد، و آدميان را بفضل و منّت خويش بمزيّت عقل و رجحان خرد از ديگر جانوران مميّز گردانيد، زيرا كه عقل بر اطلاق كليد خيرات و پاى بند سعادات است، و مصالح معاش و معاد و دوستكامي دنيا [١] و رستگاري آخرت بدو باز بسته است. و آن دو نوع است: غريزي كه ايزد جلّ جلاله ارزاني دارد؛ و مكتسب كه از روي تجارب حاصل آيد. و غريزي در مردم بمنزلت آتش است در چوب، و چنانكه ظهور آن بي ادوات آتش زدن ممكن نباشد أثر اين بي تجربت و ممارست هم ظاهر نشود، و حكما گفتهاند كه التّجارب لقاح العقول [٢]. و هر كه از فيض آسماني و عقل غريزي بهرومند [٣] شد و بر كسب هنر مواظبت نمود و در تجارب متقدّمان تأمّل عاقلانه واجب ديد آرزوهاي دنيا بيابد و در آخرت نيك بخت خيزد، و اللّه الهادي إلى ما هو الأوضح سبيلا و الأرشد دليلا [٤].
______________________________
[١]. (٧) دوستكامي دنيا اين معني كه شخص در دنيا چنان باشد كه بكام
دوستان باشد، آن چنان باشد كه دوستان خواهند.
ضدّ آن دشمن كام است. كمال الدّين اسماعيل گويد (نسخه خطّي در كتبخانه اينجانب، ورق ٥١ آ):
|
كه دوستكام بمردن غريب أو ليتر |
كه با شماتت أعدا ميان اهل و وطن |
|
و تركيبات نظير آن تلخ كامي و دشكامي و شادكامي و شيرين كامي مربوط بخود شخص ميشود كه مذاق او خوش يا تلخ يا شيرين باشد، نه بدوستان او، و اين معاني هم حقيقي تواند بود و هم مجازي.
[٢]. (١١) التّجارب لقاح العقول آزمايشها (كه از مباشرت اعمال حاصل شود در حكم) گشندادن و آبستن شدن عقلهاست.
[٣]. (١١) بهرومند در نسخه اساس ما چنين بوده است- از مقوله دانشومند و تنومند و برومند (اومند اصل پساوند مند بوده است)- واو آن را تراشيدهاند؛ صورت اصل ترجيح داده شد.
[٤]. (١٣) و اللّه الهادي ... خدا راهنماي است بدانچه پيداترين راه است و راهبرترين راه شناس است.