ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ١٠٣ - بطى كه در آب روشنى ستاره مىديد
و اگر بر من خطائي خواهد شمرد جز آن نميشناسم كه در رايها جاى جاى براى مصلحت او را خلافي كردهام، مگر آن را بر دليري و بيحرمتي حمل فرمودهست. و هيچ اشارت نبودهست كه نه در آن منفعتي و از آن فايدهاي ظاهر بحاصل آمدهست. و با اين همه البتّه بر سر جمع نگفتهام، و در آن جانب هيبت او برعايت رسانيدهام، و شرط تعظيم و توقير [١] هر چه تمامتر بجاى آورده. و چگونه گمان توان داشت كه نصيحت سبب وحشت و خدمت موجب عداوت گردد؟
|
دارو سبب درد شد، اينجا چه اميد است |
زايل شدن عارضه و صحّت بيمار! |
|
و هر كه از ناصحان در مشاورت و از طبيبان در معالجت و از فقها در مواضع شبهت به رخصت [٢] و غفلت راضي گردد از فوايد راى راست و منافع علاج بصواب و ميامن [٣] مجاهدت در عبادت باز ماند.
و اگر اين هم نيست ممكن است كه سكرات سلطنت و ملال ملوك او را برين باعث ميباشد. و يكي از سكرات ملك آنست كه هميشه خائنان را بجمال رضا آراسته دارد و ناصحان را بوبال سخط مأخوذ. و علما گويند كه «در قعر دريا با بند غوط [٤] خوردن و، در مستى لب مار دم بريده مكيدن خطر است، و از آن هايلتر و مخوفتر خدمت و قربت سلاطين
|
و ما السّلطان إلّا البحر عظما |
و قرب البحر محذور العواقب» |
|
[٥] و نيز شايد بود كه هنر من سبب اين كراهيت گشته است، چه اسپ را قوّت و تگ او
______________________________
[١]. (٤) توقير (از و ق ر) بزرگ داشتن، شرط حرمت و تعظيم را در حقّ
كسي رعايت كردن.
[٢]. (٩) رخصت در كتب لغت متداوله اين لفظ بدين صيغه بمعنائي كه اينجا اراده شده است (سهل انگاري) ضبط نشده است. در متن عربي اينجا الرّخص دارد، و دزي در ذيل بر قواميس عربي مادّه رخ ص همين عبارت كليله عربي و دو عبارت ديگر را بشاهد اين معني آورده است: ملايمت، نرمي، آسان گرفتن، رفتار دور از هر نوع شدّت، زياده روي در ملايمت، سهل انگاري. در يك نسخه خطّي از متن عربي كليله (اياصوفيه ٤٠٩٥ ورق ٣٠ ب) در اين مورد الرّخصة دارد.
[٣]. (٩) ميامن ص ١٣ ح بر س ١٧ و ص ٤٧ ح بر س ٢ ديده شود.
[٤]. (١٣) غوط ص ٨٧ ح برس ١٣ ديده شود. در نسخه اساس «خوردن» ساقط شده است.
[٥]. (١٥) و ما السّلطان ... نيست فرمانروا (دستگاه دولت و حكومت) مگر دريا از بزرگي، و نزديك شدن به دريا عاقبتي دارد كه ترس از آن واجبست.