ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٢٩ - مفتتح كتاب بر ترتيب ابن المقفع
و ببايد دانست كه ايزد تعالى هر كار را سببي نهاده است و هر سبب را علّتي و هر علّت را موضعي و مدّتي، كه حكم بدان متعلّق باشد، و ايّام عمرو روزگار دولت يكي از مقبلان بدان آراسته گردد. و سبب و علّت ترجمه اين كتاب و نقل آن از هندوستان بپارس آن بود كه باري عزّ اسمه آن پادشاه عادل بختيار و شهريار عالم كامگار أنوشروان كسرى بن قباد را، خفّف اللّه عنه، از شعاع عقل و نور عدل حظّي وافر ارزاني داشت، و در معرفت كارها و شناخت مناظم [١] آن راى صائب و فكرت ثاقب [٢] روزى كرد، و افعال و اخلاق او را بتأييد آسماني بياراست، تا نهمت [٣] بتحصيل علم و تتبّع اصول و فروع آن مصروف گردانيد، و در انواع آن بمنزلتي رسيد كه هيچ پادشاه پس از وى آن مقام را در نتوانست يافت، و آن درجت شريف و رتبت عالي را سزاوار و مرشّح [٤] نتوانست گشت. و نخوت پادشاهي و همّت جهان گيري بدان مقرون شد تا اغلب ممالك دنيا در ضبط خويش آورد، و جبّاران [٥] روزگار را در ربقه [٦] طاعت و خدمت كشيد، و آنچه مطلوب جهانيان است از عزّ دنيا بيافت.
و در اثناى آن بسمع او رسانيدند كه در خزاين ملوك هند كتابيست كه از زبان مرغان و بهايم و وحوش و طيور و حشرات جمع كردهاند، و پادشاهان را در سياست رعيّت و بسط عدل و رأفت، و قمع خصمان و قهر دشمنان، بدان حاجت باشد، و آن را عمده هر نيكي و سرمايه هر علم و راهبر هر منفعت و مفتاح هر حكمت ميشناسند، و چنانكه
______________________________
[١]. (٦) مناظم اينجا بيشتر بمعني طرز جريان و پيشرفت مرتّب امور
بنظر ميرسد كه باشد. ص ٢٣ ح برس ١٢ نيز ديده شود.
[٢]. (٦) ثاقب بر افروخته و زبانه زننده و فروزنده در مورد آتش و ستاره؛ نيز سوراخ كننده و پاره كننده از معاني حقيقي آنست. و در مورد فكر و ذهن و حدس و نظر، معني نفوذ كننده و بباطن و حاقّ مطلب رسنده از آن مستفاد ميگردد.
[٣]. (٧) نهمت رجوع شود به ص ١٦ ح برس ١٠.
[٤]. (٩) مرشّح بتدريج پرورده و آماده گشته از براى كاري و شايستگي و اهليّت آن را حاصل كرده.
[٥]. (١١) جبّار در اصل بمعني بزرگ و بزرگوار بوده است، سپس بر شاهان و اميران ستمگر و گردنكش و خشم گيرنده بر مردم اطلاق شده است.
[٦]. (١١) ربقه در اصل بمعني رسني كه بگردن بره و بزغاله بندند از براي كشيدن او، و مجازا بستگي معنوي مستلزم اطاعت. ص ٨ ح برس ١ نيز ديده شود.