ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٤٠٧ - ١٤ - باب زرگر و سياح
و نيكوكاري هرگز ضايع نشود و جزاى بد كرداران بهيچ تأويل در توقّف نماند. و عاقل بايد كه از إيذا و ظلم بپرهيزد و اسباب مقام [١] دنيا و توشه آخرت بصلاح و كم آزاري بسازد
|
الخير يبقى و إن طال الزّمان به |
و الشّرّ أخبث ما أوعيت من زاد |
|
[٢] اينست مثل پادشاهان در اختيار صنايع [٣] و تعرّف حال اتباع و تحرّز از آنچه بر بديهه اعتمادي فرمايند، كه بر اين جمله از آن خللها زايد. و اللّه يعصمنا و جميع المسلمين عمّا يوردنا شرائع الهلكة و الشّقاء بمنّه و رحمته [٤]
______________________________
[١]. (٢) مقام و مقام در عربي هر دو بمعني اقامت و قيام و محلّ
قيام است، كه اشتقاق آن را اگر از أقام يقيم بدانند مقام بضمّ ميشود، و اگر از
قام يقوم بشمارند مقام بفتح ميشود؛ در آيه ١٣ سوره احزاب اگر لا مقام لكم بضم
بخواني بمعني اقامت است و اگر لا مقام لكم بفتح بخواني بمعني محلّ و موضع است، در
آيه ٦٦ و ٧٦ سوره فرقان مستقرّا و مقاما بمعني موضع است (از صحاح و صراح). فارسي
زبانان مقيّد بودهاند كه در شعر و نثر مقام را بمعني جا و مكان و محلّ و موضع
بنشانند و مقام را بمعني اقامت كردن؛ ناصر خسرو گويد (ديوان چاپ مينوي ص ١٠٧ و ٢٦١
بترتيب):
|
در اين مقام اگر مي مقام بايد كرد |
بكار خويش نكوتر قيام بايد كرد |
|
|
گفتا كه كارهاى جهان جمله بازي است |
جاى مقام نيست مجو اندرو مقام |
|
و افضل الدّين كاشاني گويد (مصنّفات چاپ مهدوي و مينوي ص ٦٨١): درنگ ما در اين عالم و مقام ما در اين مقام اصلي نيست؛ و هجويري صاحب كشف المحجوب گفته است (ص ٢٢٤): مقام به رفع ميم اقامت بود و بنصب ميم محلّ اقامت؛ و ليكن گفته او را نويسنده يا خوانندهاي بدين عبارت كه در كتاب الحاق كرده است اصلاح و تصحيح كرده و درست گفته است كه «اين تفصيل و معني در لفظ مقام سهو است و غلط؛ در عربيّت مقام بضمّ ميم اقامت باشد و جاى اقامت باشد، و مقام بفتح ميم قيام باشد و جاى قيام، نه جاى اقامت». و امّا در فارسي آنجا كه مكان و محلّ را اراده ميكنيم بهر حالت مقام بفتح بايد گفت لا غير.
[٢]. (٤)
|
الخير يبقى ... |
نيكوي بجاى ماند اگر چه روزگار دراز بر آن بگذرد، و بدي پليدترين توشه ايست كه در باردان كرده باشي.
[٣]. (٥) صنايع اختيار كردگان؛ رجوع شود به ٣٩٧/ ٨ ح.
[٤]. (٦) و اللّه يعصمنا ... و خداوند نگاه داراد ما را و جملگي مسلمانان را از آنچه ما را ميافگند به راههاى هلاك و بد بختي به منّت و رحمت خويش.