ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٢٩٨ - زال و دختر او مهستى(منظوم)
إجماع كلّي و اتّفاق جملي [١] است بر آنكه جانب حزم و احتياط را مهمل نشايد گذاشت و تصوّن نفس از مكاره واجب بايد شناخت. اعقلها و توكّل على اللّه [٢]. و ميان گفتار و كردار تو مسافت تمام ميتوان شناخت، و راه اقتحام [٣] مخوفست و من بنفس معلول، و تجنّب از خطر لازم، و تو ميخواهي كه درد دل خود را بكشتن من تشفّي دهي و بحيلت مرا در دام افگني، و نفس من از مرگ إبا مينمايد؛ و الحقّ هيچ جانور باختيار اين شربت نخورد و تا عنان مراد بدست اوست از آن تحرّز صواب بيند. و گفتهاند كه: غم بلاست و فاقه بلاست و نزديكي دشمن بلا و فراق دوست بلا و ناتواني بلا و خوف بلا، و عنوان همه بلاها مرگست [٤]، و صوفيان آن را آكفت [٥] كبير خوانند
|
اين بنده دگر باره نرويد نى نيست |
و از مضمون ضمير مصيبت زده آن كس تنسّم [٦] تواند كرد كه بارها بسوز آن مبتلا بوده باشد و هم از آن نوع شربتهاي تلخ تجرّع كرده. و من امروز از دل خويش بر عقيدت ملك دليل ميتوانم كرد و كمال حسرت و ضجرت او بچشم خرد ميتوانم ديد؛ و فرط توجّع [٧] و تأسّف من نمودار حال اوست. و نيز متيقّنم كه هر گاه ملك را از بينائي پسر
______________________________
[١]. (١) جملي نسبت است به جمله كه عدّهاي از چيزي باشد، و بمعني
عمومي و كلّي بكار رفته است.
[٢]. (٢) اعقلها و توكّل آن را (شترت را) بيند و توكّل كن (بر خدا). لفظ على اللّه در حديث نيست. مضمون اينست آنچه مولوي در مثنوي گفته است: با توكّل زانوى اشتر بيند.
[٣]. (٣) اقتحام ١١٠/ ١ ح و ١٠٥/ ١ ح (مقتحم) و ٢٨٦/ ٢ ح (مقتحم) و ٣٠٠/ ٧ ديده شود.
[٤]. (٧) تا (٨) و عنوان همه بلاها مرگست جمله در اساس از قلم ساقط شده است و حتما اصيل است.
[٥]. (٨) آكفت قول صاحب برهان قاطع كه آن را هم بفتح و هم بكسر گاف فارسي گفته است نبايد درست باشد.
معني آن را آزار و رنج و محنت و آفت نوشتهاند و اين دو بيت سيّد ابو طالب علوي (تاريخ بيهق چاپ بهمنيار ص ٢٢٢) شاهد تلفّظ و حاصل معناى آنست:
|
بنالم از غم اين روزگار و اين آكفت |
كه هر چه بد سبب شادي و نشاط برفت |
|
|
سپيد شد سرو، اقبال و سال روى بتافت |
زمانه حال بشوليده كرد و بخت بخفت |
|
[٦]. (١٠) تنسّم ١٠٠/ ٧ ح، ١٤٩/ ١٥، ٢٠٠/ ١٢ ح ديده شود. مختاري گويد (ديوان ص ٣٣٢):
|
فهم ترا از سطور لوح تفحّص |
وهم ترا از بهار غيب تنسّم |
|
[٧]. (١٣) توجّع ١٢٤/ ٢ ح و ٢٨٥/ ١ ديده شود.