ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣ - ١ - ديباجه مترجم
واضح مخصوص گردانيد، و از جهت إلزام حجّت و إقامت بيّنت [١] به رفق و مدارا دعوت فرمود، و به اظهار آيات مثال داد، تا معاندت [٢] و تمرّد كفّار ظاهر گشت، و خردمندان دنيا را معلوم گشت كه به دلالات عقلي و معجزات حسّي التفات نمينمايند، آنگاه آيات جهاد بيامد و فرضيّت مجاهدت، هم از وجه شرع و هم از طريق خرد، ثابت شد، و تأييد آسمانى و ثبات عزم صاحب شريعت بدان پيوست، و أنصار حقّ را سعادت هدايت راه راست نمود، و مدد توفيق جمال حال ايشان را بياراست، تا روى بقمع [٣] كافران آوردند، و پشت زمين را از خبث شرك ايشان پاك گردانيدند، و ملّت [٤] حنيفي [٥] را به أقطار و آفاق جهان برسانيدند و حقّ را در مركز خود قرار دادند
|
فحمدا ثمّ حمدا ثمّ حمدا |
لمن يعطي إذا شكر المزايا |
|
|
و تبليغا تحيّاتي إلى من |
بيثرب في الغدايا و العشايا |
|
|
سلام مشوّق يهدي إليه |
من المدح الكرائم و الصّفايا |
|
[٦] درود و سلام و تحيّت و صلوات ايزدي بر ذات معظّم و روح مقدّس مصطفى و أصحاب و أتباع و ياران و أشياع [٧] او باد، درودي كه أمداد [٨] آن به امتداد روزگار متّصل باشد، و نسيم آن خاك از كلبه عطّار [٩] بر آرد، إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً [١٠].
______________________________
[١] بيّنت سند و حجّت آشكار كه راست و دروغ را و حقّ و باطل را
روشن و از يكديگر مجزّا كند.
[٢]. (١) معاندت گردن كشي كردن و خلاف كردن و ستيزه كردن و ستيهيدن با كسي.
[٣]. (٢) قمع خوار كردن و شكسته كردن.
[٤]. (٦) ملّت دين و شريعت و شيوه پرستش.
[٥]. (٧) حنيفي اسلام مبتني بر طريقه پرستش خداى يگانه است كه بگفته پيغمبر طريقه نيك و راست ابراهيم نبي بوده است و بنام حنيفي شناخته ميشده است و پيغمبر اسلام آن را تجديد و احيا كرده است.
[٦]. (٩ تا ١١) فحمدا ... ميستايم ستودني و باز ستودني و باز ستودني آن كسي را كه چون او را شكر كنند افزونيها دهد؛ و درود ميفرستم بآن كس كه در مدينه است در بامدادها و در شبانگاهها؛ درود آن كسي كه آرزومند گشته باشد و هديّه فرستد از مدحها آنچه را گرامي و برگزيده باشد.
[٧]. (١٣) أشياع يعني پيروان و ياران و هواخواهان، مفردش شيعه است.
[٨]. (١٣) أمداد جمع لفظ مدد است بمعني افواجي كه پى در پى بياري برسند، و اينجا مراد درود و سلام پياپى است.
[٩]. (١٤) عطّار بوى فروش (زمخشري)، كسي كه داروها و چيزهاى خوشبو ميفروشد.
[١٠]. (١٠ تا ١٥) إنّ اللّه ... بدرستي كه خداوند و فرشتگان او درود ميفرستند بر پيغمبر؛ اى شما كه بگرويدهايد، درود دهيد بر او و سلام و آفرين كنيد سلام و آفرين كردني (سوره احزاب (٣٣) آيه ٥٦).