ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٤١ - ١٢ - باب زاهد و مهمان او
عبادت مواظبت بشرط، نهمت بر احياى رسوم حكما مصروف داشت و روزگار بر امضاى خيرات مقصور، و از دوستي دنيا و كسب حرام معصوم و از وصمت ريا و غيبت و نفاق مسلّم
|
متهجّد يخفي الصّلاة و قد أبى |
إخفاءها أثر السّجود البادي |
|
[١] روزي مسافري بزاويه او مهمان افتاد. زاهد تازگي وافر واجب داشت و بإهتزاز و استبشار پيش او باز رفت. چون پاى افزار بگشاد [٢] پرسيد كه: از كجا ميآئي و مقصد كدام جانب است؟ مهمان جواب داد كه: بر حال عاشقان و صادقان [٣] بمساع ظاهر بي عيان باطن وقوف نتواني يافت. و هر كه بي دل وار قدم در راه عشق نهاد و مقصد او رضاى دوست باشد لا شك سرگردان در باديه فراق ميپويد و مقامات متفاوت پس پشت ميكند تا نظر بر قبله دل افگند، و چندانكه اين سعادت يافت جان از براى قربان در ميان نهد، و اگر از جان عزيزتر جاناني دارد هم فدا كند. يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ. [٤] در جمله قصّه من دراز است و سفر مرا بدايت و نهايت ني
|
تقاذف بي بلاد عن بلاد |
كأنّي بينها عير شرود |
|
[٥] چون از اين مفاوضت بپرداختند زاهد بفرمود تا قدري خرما آوردند و هر دو از آن بكار ميبردند. مهمان گفت: لذيذ ميوهاي است، و اگر در ولايت ما يافته شدي نيكو بودي، هر چند ثقلي دارد و نفس آدمي را موافق نيست. و در آن بلاد انواع فواكه و الوان ثمار كه هر يك را لذّتي تمام و حلاوتي بكمال است بحمد اللّه يافته ميشود و رجحان آن بر خرما
______________________________
[١]. (٤)
|
متهجّد يخفي ... |
شب زنده داري (همه شب بيدار و نماز گزارندهاي) كه پنهان ميكند نماز را، و براستي كه سر باز ميزند از پنهان داشتن آن نشان سجود (كه بر پيشاني او) آشكار (است).
[٢]. (٦) پاى افزار بگشاد لباس و اسباب سفر از خود دور كرد؛ نيز ٧٥/ ٣ ح ديده شود.
[٣]. (٧) در اساس لفظ «صادقان و» يك بار هم قبل از عاشقان نوشته شده.
[٤]. (١١) يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى ... اى پسر من، براستي كه من در خواب ديدم كه ترا گلو ميبريدم (سوره صافّات آيه ١٠٢). اين سخنان مهمان اقوال صوفيانه و از الحاقات نصر اللّه منشي است.
[٥]. (١٣)
|
تقاذف بي ... |
مياندازد مرا شهرها (از شهري بشهري افگنده ميشوم) چنانكه گوئي من در ميان آنها گور خري رمندهام؛ در ديوان: جمل شرود شتري رمندهام.