ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٩٧ - ١٤ - باب زرگر و سياح
[١٤- باب زرگر و سيّاح]
١٤- باب الصّائغ و السّيّاح راى گفت: شنودم مثل حلم و تفضيل آن بر ديگر محاسن اخلاق ملوك و مناقب [١] عادات جهان داران، اكنون باز گويد داستان ملوك در معني اصطناع [٢] بخدمتگاران و ترجيح جانب صواب در استخدام ايشان، تا مقرّر گردد كه كدام طايفه قدر تربيت نيكوتر شناسند و شكر آن بسزاتر گزارند. برهمن جواب داد كه:
|
إنّ الصّنيعة لا تكون صنيعة |
حتّى يصاب بها طريق المصنع |
|
[٣] و قويتر ركني در اين معني شناختن موضع اصطناع و محلّ اصطفاست [٤]، چه پادشاه بايد كه صنايع [٥] خود را به انواع امتحان بر سنگ زند و عيار راى و رويّت [٦] و اخلاص و مناصحت هر يك معلوم گرداند؛ و معوّل [٧] در آن تصوّن [٨] و عفاف [٩] و تورّع [١٠] و صلاح را داند، كه مايه خدمت ملوك سداد است، و عمده [١١] سداد [١٢] خداى ترسي و ديانت، و آدمي را هيچ فضيلت از آن
______________________________
[١]. (٢) مناقب ٦/ ١٢ ح و ١٠/ ١٣ ح و ٢٣/ ٦ و ٢٧٢/ ٢ ح و ٢٧٤/ ٤
ديده شود.
[٢]. (٣) و (٧) اصطناع ١٥/ ٢ ح و ٣٧/ ١٦ و ٦٨/ ١١ و ١٥ ديده شود؛ در سطر ٣ نكوئي كردن مراد است.
[٣]. (٦)
|
إنّ الصّنيعة ... |
هر آينه نيكوكاري نباشد نكوكاري تا (مگر وقتي كه) يافته شود (سپرده شود) بدان راه نكوكاري.
[٤]. (٧) اصطفا بر گزيدن و اختيار كردن. نيز رجوع شود به ٧٤/ ٥ ح.
[٥]. (٨) صنايع (جمع صنيع و صنيعة) برگزيدگان و كساني كه ايشان را مقام و مرتبه دهند و به ايشان نكوئي كنند و (پادشاهان) بخويشتن نزديك سازند؛ بر كشيدگان.
[٦]. (٨) رويّت ٣١/ ٤ ح، ٦٨/ ١٠ ح، ١٤٨/ ١٨ و ٢٦٦/ ٢ و ٢٧٤/ ٤ ديده شود.
[٧]. (٩) معوّل تكيه گاه؛ ٢٤٩/ ١ ح ديده شود.
[٨]. (٩) تصوّن خود را نگه داشتن؛ ٢٠٨/ ٦ ح و ٢٣٨/ ٢ ح و ٢٧٨/ ٨ ديده شود.
[٩]. (٩) عفاف از حرام و گناه و زشتي باز ايستادن، نهفتگي كردن، پرهيز كردن از زشتي، پرهيزگاري.
[١٠]. (٩) تورّع پرهيزگار شدن. نيز ورع در ٣١١/ ٦ ح و ٣٩٨/ ٣ ديده شود.
[١١]. (١٠) عمده آنچه بر آن اعتماد كنند؛ مراد اينكه در سداد اعتماد بر خداى ترسي و ديانت است. نيز ١٩٨/ ٩ ح و ٢٨٦/ ٧ ح و ٣٩٨/ ١١ ديده شود.
[١٢]. (١٠) سداد درستي و راستي و استواري؛ ٩٥/ ١٠ ح و ٢٠٣/ ٥ ح و ٢٤٨/ ٤ و ٣٥٠/ ٦ ديده شود.