ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٢٦٧ - ٨ - باب گربه و موش
اساس محبّت مؤكّد و مستحكم شود. و خردمند روشن راى در هر دو باب بر قضيّت فرمان حضرت نبوّت رود- قال النّبيّ صلى اللّه عليه و على آله «أحبب حبيبك هونا ما، عسى أن يكون بغيضك يوما ما؛ و أبغض بغيضك هونا ما، عسى أن يكون حبيبك يوما ما» [١]. نه تألّف [٢] دشمن فرو گذارد و طمع از دوستي او منقطع گرداند و نه بر هر دوستي اعتماد كلّي جايز شمرد و بوفاى او ثقت افزايد، و از مكر دهر و زهر چرخ در پريشان گردانيدن آن ايمن شود. و امّا عاقبت انديش التماس صلح و مقاربت دشمن را غنيمت پندارد چون متضمّن دفع مضرّتي و جرّ منفعتي باشد براى اين اغراض كه تقرير افتاد. و هر كه در اين معاني وجه كار پيش چشم داشت و طريق مصلحت بوقت بديد بحصول غرض و نجح مراد [٣] نزديك نشيند، و بفتح باب دولت و طلوع صبح سعادت مخصوص گردد. و از قرائن و أخوات آن حكايت گربه و موش است. راى پرسيد كه: چگونه است؟
گفت:
آوردهاند كه بفلان شهر درختي بود، و در زير درخت سوراخ موش، و نزديك آن گربهاي خانه داشت؛ و صيّادان آنجا بسيار آمدندي. روزي صيّاد دام بنهاد، گربه در دام افتاد و بماند. و موش بطلب طعمه از سوراخ بيرون رفت. بهر جانب براى احتياط چشم ميانداخت و راه سره ميكرد [٤]، ناگاه نظر بر گربه افگند. چون گربه را بسته ديد شاد گشت.
در اين ميان از پس نگريست راسوي از جهت او كمين كرده بود؛ سوى درخت التفاتي نمود
______________________________
[١]. (٢) أحبب حبيبك ... دوست بدار دوست خويش را بنرمي و بميانه روي،
شايد كه روزي دشمنت باشد؛ و دشمن دار دشمن خويش را بنرمي و بميانه روي، باشد كه
روزي ترا دوست گردد. ترجمه منظومي از اين حديث پيغمبر (يا گفتار عليّ بن ابي طالب)
درهامش شرح ابيات كليله نسخه مجلس (ورق ٣٣) و در متن نسخه ٣ منقول است و گوينده آن
در اوّلي خواجه امام رشيد كاتب (ظ رشيد وطواط) معرّفي شده است:
|
با ولي راز گشادن نه رواست |
با عدو غايت خصمي نه نكوست |
|
|
باشد احوال بگردد روزي |
دوست دشمن شود و دشمن دوست |
|
[٢]. (٤) تألّف اظهار تمايل بر دوستي كردن و خود را دوست جلوه دادن و سازگاري نمودن.
[٣]. (٩) نجح مراد رجوع شود به ٢٥٢/ ١ ح.
[٤]. (١٥) راه سره ميكرد در همه نسخي كه اين جمله هست بهمين طور است، و از سياق كلام بر ميآيد كه بمعني راه پاك كردن، راه جستجو كردن، به راه سرك كشيدن يا چيزي ديگر از اين قبيل باشد.