ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٢٦٥ - پارسا مرد و كوزه شهد و روغن
هر كه در كارها عجلت نمايد و از منافع وقار و سكينت بي بهر ماند بدين حكايت او را انتباهي باشد و از اين تجربت اعتباري حاصل آيد.
اينست داستان كسي كه پيش از قرار عزيمت كاري بإمضا [١] رساند. و خردمند بايد كه اين تجارب را امام سازد، و آينه راى خويش را بإشارت حكما صيقلي كند، و در همه ابواب بتثبّت و تأنّي و تدبّر گرايد، و از تعجيل و خفّت بپرهيزد، تا وفود [٢] اقبال و دولت بساحت او متواتر شود و أمداد [٣] خير و سعادت بجانب او متّصل گردد، و اللّه وليّ التّوفيق.
______________________________
[١]. (٣) إمضا (إمضاء از م ض ى) اجراء، راندن كار، گذرانيدن، رجوع
شود به ٢١/ ٥ ح، ٦٦/ ١٦ ح، ٢٦٠/ ٤.
[٢]. (٥) وفود ١٨١/ ٨ ح ديده شود.
[٣]. (٦) أمداد ٣/ ١٣ ح ديده شود، و نيز ٤١/ ٧. سيّد حسن غزنوي گويد (ديوان ص ١١٧):
|
همچون حواس نوبت من پنج از آن شدهست |
كامداد عقل يكسره هستند لشكرم |
|
و در جهانگشاي جويني آمده است (چاپ قزويني ج ١ ص ٢ س ٣): أمداد آن بامتداد ايّام و ليالي پيوسته.