ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٧١ - ١٣ - باب پادشاه و برهمنان
|
جمال اللّيالي في بقائك فليدم |
بقاؤك في عزّ عليهنّ زائد |
|
[١]
|
هميشه باد سر و ديده بد انديشان |
يكي بريده بتيغ و يكي خليده بتير |
|
و در مستقبل بايد كه پادشاه نااهلان را محرم اسرار ندارد و تا خردمندي آزموده نباشد در مهمّي با او مشورت نفرمايد، و از مجالست بي باك و بد گوهر بر اطلاق پرهيز كردن فرض شناسد
|
آب را بين كه چون همي نالد |
يك دم [٢] از همنشين ناهموار |
|
چون ملك اين باب بشنود تازه ايستاد [٣] و شكر گزارد، و از حكيم عذرها خواست و انواع كرامت ارزاني داشت [٤]، و شادمان باز گشت؛ و هفت روز قدوم رسولان را انتظار نمود، روز هفتم بر آن جمله كه حكيم اشارت كرده بود هدايا پيش آوردند. ملك شادمان شد و گفت: مخطي [٥] بودم در آنچه خواب بريشان عرضه كردم، و اگر رحمت آسماني و شفقت ايران دخت نبودي عاقبت اشارت آن ملاعين بهلاك من و جمله عزيزان و اتباع كشيدي. و هر كرا سعادت ازلي يار باشد مناصحت مخلصان و موعظت مشفقان را عزيز دارد و در كارها پيش از تأمّل و تدبّر خوض نكند [٦] و موضع حزم و احتياط را ضايع نگذارد.
پس روى بوزير و دبير و پسر و ايران دخت آورد و گفت: نيكو نيايد كه اين هدايا در خزاين ما برند، و آن أوليتر [٧] كه ميان شما قسمت فرموده آيد، كه همه در معرض خطر
______________________________
[١]. (١)
|
جمال اللّيالي ... |
زيبائي شبها (روزگار) در پايندگي تست، پس هميشه بماناد پايندگي تو در ارجمندي افزاينده بر ايشان (تو بماني تا عزّت آن شبها و روزها افزون باشد).
[٢]. (٦) يك دم چنين است در اساس و نق و ١ و ٣ و؛ ساير نسخ و نيز ديوان سنائي چاپي: هر دم.
[٣]. (٧) تازه ايستاد تازه شد و دوام آورد و در تازه بودن- ٥٤/ ٦ ح و ٨٧/ ١ و ١٨٢/ ٩ ح و ٢٠٢/ ٨ ح و ٢١٨/ ١ و ٣١٦/ ٨ نيز ديده شود.
[٤]. (٨) ارزاني داشتن عطا كردن و بخشيدن؛ چيزي بسيار ارزنده را در حقّ كسي نالايق روا داشتن. با صله «به» و «بر» هم مستعمل است؛ نيز ١٩٧/ ١٦ و ٣٠٢/ ٨ و ٣٠٨/ ٩ و ٣٢٤/ ١ و ٣٢٦/ ١٣ و ٣٣٠/ ٦ و ٣٦٢/ ١٦ ديده شود.
[٥]. (١٠) مخطي (مخطئ از إخطاء از خطأ) رجوع شود به ٤٨/ ٨ ح و ٣٠٩/ ١.
[٦]. (١٣) خوض كردن و خوض پيوستن شروع كردن؛ ١٠/ ١٢ ح و ٢٠/ ١١ و ٢٦/ ٩ و ٣١/ ١ و ٦٦/ ٥ ح و ٦٧/ ٧ نيز ديده شود.
[٧]. (١٥) أوليتر اينجا در نسخه اساس صريحا: اوليتر- رجوع شود به ٨٧/ ٥ ح و ١٠٩/ ٢٠.