ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٠٧ - ١٠ - باب شير و شغال
امام سازد، كه «أقيلوا ذوي الهيئات عثراتهم» [١]؛ چه ضبط ممالك بي وزرا و معينان در امكان نيايد و انتفاع از بندگان آنگاه ميسّر گردد كه ذات ايشان بخرد و عفاف و هنر و صلاح آراسته باشد و ضمير [٢] بحق گزاري و نصيحت و هوا خواهي و مودّت پيراسته [٣].
و نيز مهمّات ملك را نهايت نيست و حاجت ملوك بكافيان ناصح كه استحقاق محرميّت اسرار و استقلال تمشيت اعمال دارند همه مقرّر است، و كساني كه بسداد و امانت و تقوى و ديانت متحزّماند [٤] اندك؛ و طريق راست در اين معني معرفت محاسن و مقابح اتباع است و وقوف بر آنچه از هر يك چه كار آيد و كدام مهمّ را شايد؛ و چون پادشاه به إتقان و بصيرت معلوم راى خويش گردانيد بايد كه هر يك را فراخور هنر و اهليّت و بر اندازه راى و شجاعت و بمقدار عقل و كفايت كاري ميفرمايد، و اگر در مقابله هنرهاى كسي عيبي يافته شود از آن هم غافل نباشد؛ كه هيچ مخلوق بي عيب نتواند بود. و در اين دقيقه احتياط تا آن حدّ واجب است كه اگر هنر كسي بمهمّي كه مقلّد آن باشد خللي راه خواهد داد او را از سر كار دور كرده شود، و جانب مهمّات را [٥] از آن خلل صيانت نموده آيد. چه غرض از اصطناع [٦] كفات [٧] نفاذ [٨] كار است، و اگر
______________________________
[١]. (١) أقيلوا ... در گذاريد (و چشم بپوشيد) از خداوندان خصال
پسنديده لغزشهاى ايشان را. در جامع صغير ذوي الهيآت است و نيز در نافذ و و ٣، و
باقتضاى معني هم قراءت صحيح همين بايد باشد. در اساس و چلبي و مجلس و ١ و نسخه
لالا اسماعيل از شرح ابيات: ذوي الهنات است (صاحبان جرمهاى اندك)، و اين منافات
دارد با إلّا الحدود كه در آخر حديث آمده است. در ساير نسخ شرح ابيات: ذوي
الجنايات.
[٢]. (٣) ضمير در اساس و بعضي ديگر از نسخ: متميّز.
[٣]. (٣) پيراسته اينجا بمعني آراسته بكار رفته است، يعني صفاتي بشخص افزوده شده باشد، و حال آنكه معني اصلي كلمه پيراستن پاك كردن و پاكيزه كردن چيزي و كسي بوده است باينكه زوايد و عيوب را بسترند. كاراستن سرو ز پيراستن است، يعني كه شاخهاى زائد آن را ببرند و نظم و ترتيبي بدان بدهند.
[٤]. (٦) متحزّم ميان در بسته و سلاح پوشيده، كمر بسته، مسلّح (از بيهقي و زمخشري و قرشي).
[٥]. (١١) و (١٢) او را ... مهمّات را ... از مواردي است كه را با نايب فاعل (مسند إليه فعل مجهول) آمده است- ١٠/ ١٣، ٢٥/ ١٠ تا ١٢، ٣٥/ ٩ تا ١٠ ح، ٤١/ ١٣ ح، ٤٦/ ٧ ح، ٦٢/ ١٨ ح، و غيره ديده شود.
[٦]. (١٢) اصطناع ١٥/ ٢ ح، ٣٧/ ١٦ و ٦٨/ ١١ و ١٥ ديده شود.
[٧]. (١٢) كفات (در عربي كفاة) جمع كافي، مرد كاردان كاربر قادر.
[٨]. (١٢) نفاذ ٧/ ١ ح، ٦٩/ ٤ ح و ١٠٢/ ١٠ ديده شود.