ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٢٢٧ - زاهد و بچه موشى كه دخترى شد
|
أبشر بما تهوى فجدّك طائع |
و الدّهر منقاد لأمرك خاضع |
|
[١]
|
شاد شو، اى منهزم، كه در مدد تو |
حمله تأييد و ركضت [٢] ظفر آيد |
|
و بدولت ملك آنچه ميبايست بپرداختم، كار را بايد بود. گفت: از اشارت تو گذر نيست، صورت مصلحت باز نماى تا مثال داده شود. گفت: تمامي بومان در فلان كوهاند و روزها در غاري جمله ميشوند. و در آن نزديكي هيزم بسيار است. ملك زاغان را بفرمايد تا قدري از آن نقل كنند و بر در غار بنهند. و برخت [٣] شبانان كه در آن حوالي گوسپند ميچرانند آتش باشد، من فروغي از آن بيارم و زير هيزم نهم. ملك مثال دهد تا زاغان بحركت پر آن را بچلانند [٤]. چون آتش بگرفت هر كه از بومان بيرون آيد بسوزد و هر كه در غار بماند از دود بميرد.
بر اين ترتيب كه صواب ديد پيش آن مهمّ باز رفتند، و تمامي بومان بدين حيلت بسوختند، و زاغان را فتح بزرگ بر آمد و همه شادمان و دوستكام [٥] باز گشتند. و ملك و لشكر در ذكر مساعي حميد و مآثر مرضيّ آن زاغ غلوّ و مبالغت نمودند و إطناب [٦] و إسهاب [٧] واجب ديدند. و
______________________________
[١]. (١) أبشر بما تهوى ... شاد شو (مژده باد ترا) بآنچه دوست
ميداري، كه بخت تو فرمانبردار است و روزگار رام و فرمان ترا فروتني كننده است.
[٢]. (٢) ركضت أسپ تاختن و دوانيدن؛ دويدن.
[٣]. (٦) رخت ص ١٨٩، ح بر س ٣ ديده شود.
[٤]. (٨) بچلانند چنين است در ٢؛ در اساس و نافذ بدون نقطه؛ در: بخلانند، ساير نسخ: بپر حركت دهند، و نظاير اين. در هيچ يك از كتب لغت بصورت چلانيدن، يا خلانيدن، لفظي كه بمعني باد زدن و ياري دادن به آتش براى افروختن آن باشد نيافتم. در اشعار ناصر خسرو از فعل چليدن دو صيغه بكار رفته است (چاپ مينوى ص ٢٤٩ و ٤٤٨ بترتيب):
|
اگر چه غرقهاي از فضل او نميد مباش |
بعلم كوش و از اين غرق جهل بيرون چل |
|
|
چون ز ستوري بمردمي نشوي |
اى پسر و از خري برون نچلي؟ |
|
معني رفتن و جستن و جنبيدن از اين ابيات مستفاد ميشود. و در بعضي فرهنگها هم اشارهاي باين معني شده است.
پس شايد بتوان گفت چلانيدن بمعني جنبانيدن است و جهانيدن. و اين غير از چلاندن و چلانيدن است بمعني فشار دادن كه در زبان محاوره و عاميانه متداول است.
[٥]. (١١) دوستكام رجوع شود به ٢٨/ ٧ ح و ٤٧/ ٤ ح.
[٦]. (١٢) إطناب ٢٥/ ٢٠، ٢٧/ ١٠ ح، ٣٣/ ٧ ح، ٧٣/ ١٤ ح ديده شود.
[٧]. (١٢) إسهاب ٢٧/ ١٠ ح ديده شود.