ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٣٧ - ١١ - باب تيرانداز و ماده شير
بر رنج تو صبر كردند؛ و نشنودهاي «كما تدين تدان» [١]؟ هر چه كرده شود مكافات آن از نيكي [٢] و بدي بر اندازه كردار خويش چشم ميبايد داشت، چه هر كه تخمي پراگند ريع آن بي شكّ بر دارد. و اگر همين سيرت را ملازم خواهي بود از اينها بسي ميبايد ديد؛ اخلاق خود را برفق و كم آزاري آراسته گردان و خلق را مترسان تا ايمن تواني زيست.
شير گفت: اين سخن را بي محاباتر بر آن، و ببراهين و حجّتها مؤكّد گردان. گفت: عمر تو چند است؟ گفت: صد سال گفت: در اين مدّت قوّت تو از چه بودهست؟ گفت:
از گوشت جانوران- وحوش و مردم- كه شكار كردمي. گفت: پس آن جانوران كه چندين سال بگوشت ايشان غذا مييافتي مادر و پدر نداشتند و عزيزان ايشان را سوز مفارقت در قلق و جزع نياورد؟ اگر آن روز عاقبت اين كار بديده بودي [٣] و از خون ريختن تحرّز نموده، بهيچ حال اين پيش نيامدي
|
فاعلم بأنّك ما قدّمت من عمل |
يحصى و أنّ الّذي خلّقت موروث |
|
[٤] چون شير اين سخن بشنود حقيقت آن بشناخت و متيقّن گشت كه آن ناكامي او را از خود كامي بر وى آمده است؛ بترك ناشايست بگفت و از خوردن گوشت باز بود [٥] و بميوها قانع گشت. و راست گفتهاند:
|
ذو الجهل يفعل ما ذو العقل فاعله |
في النّائبات و لكن بعد ما افتضحا |
|
|
مثل ابن سوء أبى إلّا تمرّده |
حتّى إذا ما أبوه فاته صلحا |
|
[٦] چون شگال اقبال شير بر ميوه كه قوت او بود بديد رنجور شد و او را گفت:
______________________________
[١]. (١) كما تدين تدان همچنانكه سزا و پاداش ميدهي بتو پاداش يا
سزا داده ميشود. از احاديث است.
[٢]. (٢) از نيكي و در اساس: بر اندازه سكى و.
[٣]. (٩) بديده بودي در اساس: بذيذه بوذيي.
[٤]. (١١)
|
فاعلم بأنّك ... |
پس بدان كه آنچه تو در پيش كردي (از پيش فرستادي) از كار، شمرده شود و آنچه واپس كردي (بجا گذاشتي) بميراث برده شود (از تو به ارث ميبرند).
[٥]. (١٣) باز بود دست كشيد، ترك كرد (خوردن گوشت را)؛ امتناع نمود (از خوردن گوشت).
[٦]. (١٥) و (١٦) ذو الجهل يفعل ... اهل جهل ميكند همان را كه خداوند خرد ميكند در حوادثي كه نازل ميگردد، و لكن بعد از آنكه رسوا گشته باشد؛ مانند پسر بد كه نكرد جز از نافرماني و گردن كشي (با پدر خود). تا چون كه پدرش از كف او برفت نيك مرد و بسامان شد.