ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٢ - ١ - ديباجه مترجم
[مقدمات تحقيق]
[١- ديباجه مترجم]
(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ)* (و على اللّه توكّلي) سپاس و ستايش مر خداى را جلّ جلاله كه آثار قدرت او بر چهره روز روشن تابان است و انوار حكمت او در دل شب تار درفشان [١]، بخشايندهاي كه تار عنكبوت [٢] را سدّ عصمت دوستان كرد، جبّاري كه نيش پشّه [٣] را تيغ قهر دشمنان گردانيد، در فطرت كاينات به وزير و مشير و معونت و مظاهرت محتاج نگشت، و بدايع إبداع در عالم كون و فساد [٤] پديد آورد، و آدميان را بفضيلت نطق و مزيّت عقل از ديگر حيوانات مميّز گردانيد، و از براى هدايت و إرشاد رسولان فرستاد تا خلق را از ظلمت جهل و ضلالت برهانيدند، و صحن گيتي را بنور علم و معرفت آذين بستند، و آخر ايشان در نوبت و اوّل در رتبت، آسمان حقّ و آفتاب صدق، سيّد المرسلين و خاتم النّبيّين و قائد الغرّ المحجّلين [٥] ابو القاسم محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطّلب بن هاشم بن عبد مناف العربي را، صلّى اللّه عليه و على عترته الطّاهرين، براى عزّ نبوّت و ختم رسالت برگزيد، و به معجزات ظاهر و دلايل
______________________________
[١]. (٢) درفشان بمعني درخشان و شايد با آن كلمه از يك اصل باشد.
[٢]. (٢) تار عنكبوت در هنگام هجرت از مكّه بمدينه رسول خدا و ابو بكر در غاري پنهان شدند عنكبوت بيامد و بر در آن غار بتنيد، كافران در طلب ايشان بدر غار رسيدند آن تار عنكبوت ديدند گفتند دير است كه كس در اين غار نرفته است (بتلخيص از تفسير ابو بكر عتيق).
[٣]. (٥) نيش پشّه از قول وهب بن منبّه روايت كردهاند كه پشهاي در بيني نمرود داخل شد و چهل روز او را رنج ميداد كه سر بر زمين ميزد تا هلاك شد (دميري).
[٤]. (٦) كون بودن و هست شدن و هستي يافتن- فساد تباه شدن و از صورت خود زايل شدن. اين عالم را چون در آن همواره هست شدن و تباه شدن روى ميدهد عالم كون و فساد ميگويند.
[٥]. (١٠) قائد الغرّ المحجّلين يعني پيشواى مردمان سپيد پيشاني و داراى دست و پاى سپيد، يعني پيشواى مسلمانان مؤمن وضو گير كه بدين سبب داراى روى و دست و پاى سپيد و پاكيزه هستند. اصل معني غرّ (مفرد آن أغرّ) اسپان سپيد پيشانى است و اصل معني محجّلين اسپان دست و پا سفيد.