ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٥٢ - ١٣ - باب پادشاه و برهمنان
هزار كس از ما بكشته است و امروز بر سرّ او وقوف يافتيم و سر رشتهاي بدست ما آمد كه بدان كينه خود بتوانيم خواست. و بدانيد كه او بضرورت ما را درين محرم داشت، و اگر در همه ممالك معبّري يافتي هرگز اين اعتماد نفرمودي و با اين اضطرار أثر عداوت و دشمنايگي بي شبهت در ناصيه او ديده ميآيد
|
و في عينيه ترجمة أراها |
تدلّ على الضّغائن و الحقود |
|
١] در اين كار تعجيل بايد كرد تا فرصت فوت نشود، فإنّ الفرص تمرّ مرّ السّحاب. [٢] طريق آنست كه در اين باب سخن هر چه درشت تر و بي محاباتر رانيم و او را چنان بترسانيم كه هر اشارت كه كنيم از آن نتواند گذشت. پس گوئيم كه آن خون كه شخص تو رنگين كرد شرّ آن بدان دفع شود كه طايفهاي را از نزديكان خويش بفرمائي تا بحضور ما بدان شمشير خاصّه بكشند؛ و اگر تفصيل اسامي ايشان پرسد گوئيم جوبر پسر [٣]، و ايراندخت مادر پسر، و بلار وزير، و كاك دبير [٤]، و آن پيل سپيد كه مركب خاصّه است، و آن دو پيل ديگر كه خاطر او بديشان نگرانست، و آن اشتر بختي [٥] كه در شبي اقليمي ببرّد، جمله را
______________________________
[١]. (٥)
|
و في عينيه ... |
و درد دو چشم او نشانه ايست (رمزيست، بيا نيست) كه ميبينم آن را دلالت ميكند بر كينها و حسدها. در ديوان بحتري «عينك» بوده، نصر اللّه منشي باقتضاى مورد تغيير داده است.
[٢]. (٦) فإنّ الفرص ... كه براستي فرصتها ميگذرد چون گذشتن ابر. عبور ابر در عربي مثل سرعت عبور است.
[٣]. (١٠) جو بر پسر در اساس و نق: دو پسر.
[٤]. (١١) كاك دبير در اساس: كمال دبير.
[٥]. (١٢) بختي نام جنسي از شتر است كه در اراضي مرتفع شمال شرقي ايران (خراسان) بعمل ميآيد، و گويند مادرش شتر عربي و پدرش شتر دو كوهانه (فالج) است كه شتري درشت و قوي هيكل است و از سند بجهت زاد و ولد ميآورند (از عيون الأخبار چاپ دار الكتب قاهره ج ٢ ص ٧٠ و لسان العرب مادّه بخت (؛ و بختي نيز دو كوهان و گردن درازتر از عادي دارد و درشت و بدقواره است و داراى موئي خشن، و لفظChameau bactrien (شتر بلخي) را علماى علم طبيعي از اين كلمه گرفته و براى اين جنس شتر اصطلاح كردهاند. از خواصّ او آنست كه از شير مخصوصا وقتي كه مست باشد ترسي ندارد، و از براى شكار شير بر آن سوار ميشوند؛ تند روى بختي از همين عبارت كليله و دمنه معلوم ميشود، و شايد بسبب دو كوهانه بودن طاقت او بر گرسنگي بيش از شتران ديگر باشد. اينكه در بعضي فرهنگها (مثلا شعوري) آن را با بيسراك يكي دانستهاند ظاهرا خطاست و گويا بيسراك شتر دو كوهانهاي باشد كه پدرش شتر عربي و مادرش دو كوهانه بوده است. در ديوان فرّخي (چاپ دبير سياقي ٣٣٧) آمده است، در وصف شكار سلطان:
|
تازيان گرد حصاري قافله در قافله |
بختيان گرد شكاري كاروان در كاروان |
|