ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٣٠٤ - ١٠ - باب شير و شغال
[١٠- باب شير و شغال]
١٠- باب الأسد و ابن آوى راى گفت: شنودم مثل دشمن آزرده كه دل بر استمالت [١] او نيارامد، اگر چه در ملاطفت مبالغت نمايد و در تودّد [٢] تنوّق [٣] واجب دارد. اكنون باز گويد داستان ملوك در آنچه ميان ايشان و نزديكان حادث گردد، پس از تقديم جفا و عقوبت و ظهور جرم و خيانت مراجعت صورت بندد و تازه گردانيدن اعتماد بحزم نزديك باشد؟
برهمن جواب داد كه: اگر پادشاهان در عفو و اغماض بسته گردانند، و از هر كه اندك خيانتي بينند يا در باب وى بكراهيت مثال دهند بيش بر وى اعتماد نفرمايند، كارها مهمل شود و ايشان از لذّت عفو و منّت بي نصيب مانند؛ و مأمون ميگويد، رضي اللّه عنه:
لو علم أهل الجرائم لذّتي في العفو لارتكبوها [٤]
|
تائب اندر خواب نام توبه نتواند شنود |
گر ببيند عشق بازيهاى عفوت [٥] بر گناه |
|
و جمال حال و كمال كار مرد را نه هيچ پيرايه از عفو زيباتر است و نه هيچ دليل از اغماض و تجاوز روشنتر. قال النّبيّ صلى اللّه عليه: أ لا أنبّئكم بأشدّكم من ملك نفسه عند الغضب. [٦]
______________________________
[١]. (٢) استمالت بسوى خويش جنبانيدن، بسوى خود كشيدن كسي را و ميل
كردن او را خواستن، سوى خود جنبانيدن كسي را بسخن خوش و نيكوئي (بيهقي و زمخشري و
قرشي). باب استفعال است از م ى ل. نيز ٢٥٧/ ٣ و ٣٠٦/ ١٧ ديده شود.
[٢]. (٣) تودّد ١٠٨/ ٩ ح و ١٩١/ ٧ ح ديده شود.
[٣]. تنوّق ١٥/ ٦ ح و ٣٣/ ١٣ و ٢٤٩/ ٣ ديده شود.
[٤]. (٩) لو علم أهل ... اگر ميدانستند خداوندان گناهان لذّت مرا در بخشودن گناه مرتكب آن ميشدند؛ در اساس: ما ارتكبوها.
[٥]. (١٠) عفوت چنين است در همه نسخ جز و و نافذ و بايسنغري كه «عفوم» دارند؛ در ديوان مختاري: عفوش.
[٦]. (١٢) ألا أنبّئكم ... هان، بياگاهانم شما را به سخترين (نيرومندترين) شما! آن كس كه پادشاه شد (مسلّط شد) بر نفس خود در هنگام خشم گرفتن. در خرد نامه (نسخه نافذ پاشا ٣٢٨، ق ٧٩ پ) آمده است: ديو جانس را گفتند: ملك يونانيان فاضلتر يا ملك پارس؟ گفت: هر كه بر خشم خود پادشاهتر او فاضلتر. و سنائي در حديقه گويد (چاپ مدرّس رضوي ٥٧٥):
|
هر كه بر خشم و آز قاهرتر |
اوست بر خصم خويش قادرتر |
|