ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ٧٤ - زاهدى كه پادشاهى او را كسوتى داد
خويش گردانيد. و هر چند اخلاق و عادات او را بيشتر آزمود ثقت [١] او بوفور دانش و كفايت و كياست و شمول فهم و حذاقت وى زيادت گشت، و هر روز منزلت وى در قبول و إقبال شريفتر و درجت وى در إحسان و إنعام منيفتر [٢] ميشد، تا از جملگي لشكر و كافّه نزديكان در گذشت.
چون دمنه بديد كه شير در تقريب گاو چه ترحيب [٣] مينمايد و هر ساعت در اصطفا [٤] و اجتباى [٥] وى ميافزايد دست حسد سرمه بيداري در چشم وى كشيد و فروغ خشم آتش غيرت در مفرش وى پراگند تا خواب و قرار از وى بشد
|
شئز جنبي كأنّي مهدأ |
جعل القين على الدّفّ إبر |
|
[٦] نزديك كليله رفت و گفت: اى بذاذر [٧]، ضعف راى و عجز من ميبيني؟ همّت بر فراغ شير مقصور گردانيدم و در نصيب خويش غافل بودم، و اين گاو را بخدمت آوردم تا قربت و مكانت [٨] يافت و من از محلّ و درجت خويش بيفتادم. كليله گفت: كه ترا همان پيش آمد كه پارسا مرد را. دمنه گفت: چگونه؟ گفت:
[زاهدى كه پادشاهى او را كسوتى داد]
زاهدي را پادشاهي كسوتي [٩] داد فاخر و خلعتي گران مايه، دزدي آن در وى بديد در آن طمع كرد و بوجه ارادت نزديك او رفت و گفت: ميخواهم تا در صحبت تو باشم و آداب طريقت در آموزم. بدين طريق محرم شد بر وى. زندگاني برفق ميكرد تا فرصتي يافت و جامه تمام ببرد. چون زاهد جامه نديد دانست كه او بردهست. در طلب او روى بشهر نهاده بود،
______________________________
[١]. (١) ثقت اعتماد حاصل كردن؛ استوار داشتن؛ وثوق.
[٢]. (٣) منيف (از نوف) دراز و بلند چنانكه بر همه چيز از بالا بنگرد و مشرف باشد.
[٣]. (٥) ترحيب (از رحب بمعني فراخي) بكسي مرحبا گفتن و از براى او فراخي و آسايش خواستن.
[٤]. (٥) اصطفاء (از صفو) برگزيدن و اختيار كردن.
[٥]. (٦) اجتباء (از جبو) برگزيدن و اختيار كردن.
[٦]. (٨) شئز جنبي ... درشت و ناهموار است جاى پهلوى من، گوئيا (چنين كه) مرا (مانند طفلي) آرام دادهاند آهنگر بر پهلو (؟ بر پوست) سوزنها نشانيده است. اين بيت در نسخه اساس و شش نسخه قديم ديگر نيست ولي در نسخ چلبي و و نافذ و و بايسنغري و نسخ شرح ابيات كليله كه داريم هست و شايد اصيل باشد.
[٧]. (٩) بذاذر رجوع شود به ص ٣١ ح برس ١٠.
[٨]. (١١) مكانت (از مكن) جاىگير شدن، صاحب جاه و قدر و منزلت شدن؛ پاى بر جا شدن.
[٩]. (١٣) كسوت جامه، پوشيدني. از داستان بر ميآيد كه اينجا چند پارچه لباس مراد است.