ترجمه كليله و دمنه - نصرالله منشي - الصفحة ١٣١ - ٣ - باب بازجست كار دمنه
باظهار آن با تو خود را از عهده اين حوالت بيرون آرد و ترا بدان آلوده گرداند. مينگر در اين باب و آنچه فراخور نصيحت و شفقت تواند بود ميكن.
مادر شير گفت: اين اشارت پسنديده و راى درستست، لكن كشف اسرار دو عيب ظاهر دارد:
اوّل دشمنايگي [١] آن كس كه اين اعتماد كرده باشد؛ و دوم بدگماني ديگران، تا هيچ كس با من سخني نگويد و مرا در رازي محرم نشمرد. شير گفت: حقيقت سخن و كمال صدق تو مقرّر است، و من نيز روا ندارم كه بسبب بيرون آوردن خويش از عهده اين خطا ترا بر خطائي ديگر اكراه نمايم. و اگر نميخواهي كه نام آن كس تعيين كني و سرّ او فاش گرداني باري بمجمل اشارت كن.
مادر شير گفت: سخن علما در فضيلت عفو و جمال احسان مشهور است لكن در جرمهائي كه اثر آن در فساد عامّ و ضرر آن در عالم شايع نباشد. چه هر كجا مضرّت شامل ديده شد و، وصمت [٢] آن ذات پادشاه را بيالود و، موجب دليري ديگر مفسدان گشت و، حجّت متعديّان بدان قوّت گرفت و، هر يك در بد كرداري و ناهمواري آن را دستور معتمد و نمودار [٣] معتبر ساختند عفو و اغماض و تجاوز [٤] و اغضا [٥] را مجال نماند و تدارك آن واجب بل كه فريضه گردد. وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ [٦]
|
و في الشّرّ نجاة حي |
ن لا ينجيك إحسان |
|
[٧] و آن دمنه كه ملك را برين داشت ساعي نمّام و شرّير [٨] فتّان است. شير مادر را فرمود كه:
دانستم، باز بايد گشت.
______________________________
[١]. (٤) دشمنايگي در نسخه اساس: دشمنايكي؛ رجوع شود به ص ١٢٧ ح بر
س ٣.
[٢]. (١١) وصمت رجوع شود به ص ١٠٧ ح بر س ٢١.
[٣]. (١٢) نمودار رجوع شود به ص ٢٦ ح بر س ١١؛ و نيز ١٩/ ١١ و ٤١/ ١٣.
[٤]. (١٣) تجاوز ص ١٠٢ ح بر س ١٦ ديده شود.
[٥]. (١٣) إغضا (إغضاء، از مادّه غضو) فراهم گرفتن چشم؛ عفو كردن و در گذشتن از گناه كسي (مقدّمة)؛ چشم فرو خوابانيدن (صراح)؛ چشم پوشيدن (مجازا).
[٦]. (١٤) و لكم ... شما را در قصاص زندگاني و صلاحي است اى خداوندان خردها (سوره بقره (٢) آيه ١٧٩).
[٧]. (١٥) و في الشّرّ ... و در بدي رستگاريي است آن هنگام كه نرهاند ترا نكوئي كردن.
[٨]. (١٦) شرّير ص ٧١ ح بر س ٩، و نيز ٥٦/ ٤ و ٥٩/ ٤ و ١١٩/ ١٠ ح و ١٢١/ ٣ ديده شود.