احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٥٨ - صورت و صفت نماز
|
گرشوى قانع به ملك اين جهان |
تا ابد ضايع بمانى جاودان |
|
|
گربيابندى[١] ملوك روزگار |
ذوق يك شربت ز بحر بىكنار |
|
|
جمله در ماتم نشستندى و درد[٢] |
روى يكديگرنه بينندى ز درد[٣] |
|
اى عزيز، چون معلوم كردى كه حقيقت اين نوع طاعات، كه داب[٤] اتقياء و اصفياء و پيراية احباء و اولياء است، از عامه مردم متصور نميشود، قسم دوم را غنيمت دان[٥] كه به فضل خود اسباب حصول آن سعادت ترا مهيا كردهاند و آن احسان است با تن و مال به بندگان او كه گنج عالم باقى و تخم تخم سعادت ابدى است. ازين تخم چنانكه ميتوانى بنه كه در روز درماندگى بكار آيد.
و اگر مركب همت در ميدان سابقان كه مبارزان صفوف ولايتاند نميتوانى تاخت بارى سعى كن تا از صف اصحاب يمين[٦] كه اهل فتوت و اهل احسانند باز نمانى. و از نسيم يمن[٧] عنايت كه از[٨] وادى كرم برجان متوسطان بساط نجات ميوزد، محروم نمانى و در حضيض دركات نيران با اهل شقاوت و خسران[٩] گرفتار نگردى.
مثنوى
|
بشتاب كه راحت از جهان رفت |
آهسته مران كه كاروان رفت[١٠] |
|
[١] - بجز در مق: بدانندى ولى مطابق نسخه چاپى منطق الطير: بيابندى.
[٢] - ايا و مق و چ رديف شعر نفور وز دور است( و نه درد).
[٣] - ايا و مق و چ رديف شعر نفور وز دور است( و نه درد).
[٤] - مم آداب.
[٥] - قدس: دار.
[٦] ( الف) اشارت به آيات ٣٩- ٧ سوره المدثر.
[٧] - چ ايمن؟
[٨] - ايضا بوادى.
[٩] - ايضا خسرات.
[١٠] ( ب) سراينده اشعار معلوم نشد.