احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١٥٣ - ٢٤ -«حل الفصوص،
إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ...»[١]
در آخر رساله نويسنده بشرح آيات فوق پرداخته است.
٢٤- «حل الفصوص،[٢]
نسخ خطى: ٢١١٤ (كتابخانه مركزى) و نيز: موزه بريتانيا (ر ك: ج ٢، ريو ٨٣٦، ٨٣٥) تاشكند بشماره ٢٢٢٧ (بنام «حل فصوص الحكم» ج ٣ فهرست).
اين رساله ده برگ دارد و خلاصه مطالب عرفانى «فصوص الحكم[٣] تأليف محى الدين ابن عربى اندلسى (م- ٦٣٨ هق) را متضمن است. چنانكه ميدانيم فصوص الحكم داراى چندين شرح است و اين كتاب از دير باز مورد توجه صوفيه قرار گرفته است و مير سيد على همدانى هم نسبت به اين كتاب علاقه مخصوصى داشته است.
از خلاصة المناقب معلوم ميشود كه سيد اين كتابچه را به نور الدين جعفر بدخشى آموخته بود و سپس او كتاب مزبور را در مدرسه و خانقاه عاليه ختلان به ديگران درس ميداد و بويژه محمد بن شجاع اين كتاب را خوب ياد گرفته بود- «حل الفصوص» را نميتوان از شروح مفصل فصوص الحكم شمرد[٤] اما عمده معانى و مطالب عرفانى كتاب را سيد با كمال مهارت درين وجيزه گنجانده است و درين مورد در مقدمه «حل الفصوص» ميفرمايد: «... كلمه چند كه خلاصه آن مطولات است برسبيل ايجاز تحرير افتاد».
[١] - آيات ٤٩، ٥٠ سورة الشورى.
[٢] - در مجله« برهان» اردو( ص ١٦ سال ١٩٥٠ م) نوشته شده است كه نسخهاى از اين رساله على همدانى را يكى از مريدان پير گولره شريف راولپندى پاكستان از على گر هند براى او فرستاده است اما اينكه كتاب را عربى دانسته، ظاهرا از روى تسامح ميباشد.
[٣] - فصوص الحكم مشتمل بر خلاصه عقايد ابن عربى است خاصه درباره وحدت الوجود. اين عربى مدعى است كه همه مطالب اين كتاب را در روياى صادقه خود در سال ٦٢٧ از زبان رسول٦ شنيده است. درين كتاب ٢٧ فص را مطابق اسامى انبياء نامگذارى گرده و از روى آيات تأويل معانى فرموده است.
[٤] - معروفترين شروح فصوص الحكم عبارتاند: از( الف) شرح صدر الدين محمد بن اسحق قونوى م- ٦٧٣ ه( ب) شرح داود بن محمود قيصرى ساوى م- ٧٥١ ه( ج) شرح و ترجمه فارسى شاه نعمت اللّه ولى كرمانى( د) شرح مولانا عبد الرحمن جامى.