احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٦٧ - يك(مربوط به ص ٣٤١)
فصل چهارم تعليقات مختصر بر رساله «فتوتيه»
يك (مربوط به ص ٣٤١)
اين آيه اشارت است به واقعه بتشكنى حضرت ابراهيم و واقعه مزبور به ينگونه در قرآن مجيد نقل شده است كه حضرت ابراهيم در ترويج آئين توحيد با موانع شديدى از ناحيه اهالى مرز و بوم خود (بابل و نواحى آن) مواجه بود زيرا آنان بتپرست بودند و با اعلاى كلمة اللّه مخالفت ميكردند يك روز كه اين مشركان براى برپا داشتن يكى از اعياد خود به بيرون شهر رفته بودند حضرت ابراهيم بعذر كسالت مزاج با ايشان نرفت و در شهر ماند تا خدايان دروغين و بتهائى را كه مردم مىپرستيدند بشكند او مدتها قبل تهديد كرده بود كه به خدا اگر شما بتپرستى را ترك نكنيد، من براى نابود كردن بتهاى شما كيدى خواهم انديشيد. پس آن روز كه شهر را خلوت ديد تبرى برداشت و به استثناى بت بزرگ تمام بتها را درهم شكست و تنها بت بزرگ را برجاى گذاشت. چون بت پرستان به شهر بازگشتند و اين منظره را ديدند سخت خشمگين شدند و با خود گفتند اين كار كه كرده است؟ بعضى گفتند «جوانمردى بنام ابراهيم را شنيدهايم كه سخن از اينها مىگفت» پس ابراهيم جوانمرد را در برابر مردم آوردند و در مورد اين ماجرا بپرسيدند. حضرت فرمود: اگر آن بت بزرگ كه سالم مانده ميتواند صحبت كند ماجرا را از او سئوال كنيد (اين سخن نوعى دعوت بود به تعقل و فهم كه اگر اين بت بزرگ نميتواند صحبت كند يا