احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٩٠ - ثبوت رابطه محبت ميان بنده و حق به دلايل نقلى و عقلى
اول محبت نفس و اين بضرورت معلوم است كه جميع افراد و اشخاص بشرى طالب (لقاء خوداند[١]) و اهتمام همه در جذب منافع و دفع مضار بجهت ابقاء وجود است. پس چون محبت وجود جبلّى انسانست محبت موجد وجود كه اصل وجود است و (مظهر[٢]) آن، بطريق اولى (دوم[٣]) محبت محسن است چون تامل (كند[٤]) كه احسان محسن بواسطه تقلب احوال است كه بتقلب شؤن الهى و تصاريف تسخيرات اسباب ربانى باعثه علمى قطعى برلوح سر محسن ثبت مىفرمايد كه سعادت او در (ايصال[٥]) نتايج احسانست بمحسن اليه و محسن را در (ايصال احسان چنان مضطر[٦]) مىگرداند كه نتواند كه فرماند پس جناب آن حضرت بمحبت اولى سيم محبت صاحب كمال است چون شخصى كه بصفتى از اوصاف كماليه موصوف است از علم و (سخا[٧]) و تقوى و غيره آن صفت كمال موجب محبت مى گردد. حضرتى كه منبع جميع كمالات است، و مجموع مكارم اخلاق (و محامد اوصاف[٨]) رشحهاى از فيض كمال آن ذات است بمحبت اولى. چهارم محبت جميل است چون جمال عاريتى- كه در حقيقت جز (عكسى[٩]) و خيالى[١٠] نيست كه از (پس[١١]) پرده قاذورات و حاجز نجاسات مىتابد و مع ذلك در هر آنى و زمانى بحدوث اندك عارضهاى (تغير[١٢]) مىپذيرد- فى ذاته محبوب است پس ذات جميلى كه جمال (جميع[١٣]) ممكنات عكسى از عكوس انوار جمال اوست بمحبت اولى پنجم محبت ناشيه از نتايج تعارف روحانى چون اين (معنى[١٤]) موجب محبت مىگردد
[١] - بقاى وجودند.
[٢] - مضر.
[٣] - دويم.
[٤] - كنند.
[٥] - اتصال.
[٦] - اتصال احسان چنا مظطر.
[٧] - سخاوت.
[٨] - ندارد.
[٩] - عكس.
[١٠] - بيش.
[١١] - ندارد.
[١٢] - تغيير.
[١٣] - ندارد.
[١٤] - معانى.