احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٢٣ - زوال نهائى فتوت
موجب زوال نهايى آنان گرديد، يكيك ذكر ميكند و از اشعار او پيداست كه در بعضى از لنگرها و مركزهاى فتيان فساد و تباهى رخنه كرده بود و فتيان بعدى نتوانستند اين معايب را برطرف كنند. اين عيوب فتيان عبارت است از بىكسب و كار بودن و مفت خوردن و اغواى پسران بلطايف الحيل و گمراه ساختن آنها. باين ترتيب فتيان با مردپرستى و عمل قوم لوط رسوا شدند، و شايد بهمين مناسبت «لوطى» نام گرفتند.
|
پيش از اين مردمى چنين بوده است |
رسم اهل فتوت اين بوده است |
|
|
وين دم از هر دوشان نشانى نيست |
نامشان برسر زبانى نيست |
|
|
هركجا خائنى است بند انداز |
بند مكرى بگستريده باز |
|
|
برنشيند كه صاحبم بر صدر |
امردى چند گرد وى چون بدر |
|
|
از دورو راست كرده سبلت و ريش |
وز پس جرعهدان و حشيش |
|
|
كند از شهر چند سفله به كف |
بنشاند برابر اندر صف ... |
|
|
هر يكى بار كرده در بوقى |
سال و مه در خيال معشوقى |
|
|
روز در كار سخت بىخور و خفت |
در عزبخانه برده شب زر مفت |
|
|
سفره پرنان و ديگ پر خوردى |
قالب و قلب خالى از مردى |
|
|
هريك آوازه در فكنده به شهر |
جسته از كودكان زيبا بهر |
|
او حدى در اينمورد حكايت ننگ آورى از اخيان روم نقل مىكند و اعمال زشت اين گروه را (مخصوصا در مورد اغواى پسران) شرح ميدهد. شاعر بپدران و مادران توصيه مىكند كه از نيرنگ و حقه بازى اين فتيان برحذر باشند و از اولاد خود هرچه تمامتر مواظبت نمايند. بيت اول حكايت مذكور اين است.
|
بود در روم پيش ازين سروكار |
صاحبى نان ده و فتوت بار |
|
زوال نهائى فتوت
بامر شاه عباس صفوى لنگرهاى فتيان در سراسر ايران بسته شد و كيفيت پراكندگى فتيان از منقولات ذيل ظاهر است: «اهل فتوت ... بسبب ظهور طبقات لوطى و مشدى كه در حقيقت ثمره و ميوه لنگرهاى خودشان بود، رفته