احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٥١ - فصل ششم نفوذ على همدانى نزد پادشاهان و حكام و امراى وقت
فصل ششم نفوذ على همدانى نزد پادشاهان و حكام و امراى وقت
مير سيد على همدانى با سائر پادشاهان و حكام و امراى مختلف كشمير و نواحى ايران روابط دامنهدار داشته و در اين مورد در بعضى از مراجع و نيز كتب او اشارات موجود است. البته روابط وى با پادشاهان كشمير مانند جميع مساعى و فعاليتهاى او در آن خطه آشكار و بارز است.
روابط سيد على هيچ موقع بنابر نيازمندى و رفع احتياجات شخصى او نبوده زيرا شخص او از دنيا و اموال و زخارف آن بالاتر و بىنياز بوده و هرچه داشته، آن را هم براى ديگران وقف كرده است. على همدانى در هر مورد يك مرشد روحانى و عالم ربانى و مبلغ و بىنياز از دربار سلطانى بنظر ميآيد. چندين پادشاه و حاكم و امير شديدا نسبت به او احترام و ارادت تمام ابراز مينموده و از جمله مريدان او بودهاند، امرا و حكام از او راهنمايى و راهبرى ميخواستند و بر نصايح حقه او عمل ميكردند. ولى از هيچ مأخذى برنميآيد كه على همدانى هديهاى با فتوحى را از آنان پذيرفته و يا كمك ديگرى از ايشان خواسته باشد. بعضى از كتب و رسائل سيد طبق التماس پادشاهان و اميران مختلف نوشته شده است بزرگترين و مهمترين آثار او ذخيرة الملوك است و او اين كتاب را هم بنابر خواهش بعضى از پادشاهان و حاكمان نوشته ولى اسامى آنها را ذكر نكرده است. رساله بهرام شاهيه بنابر التماس حاكم بلخ و بدخشان سلطان محمد بهرام شاه نوشته شده است. سيد على رساله عقبات را بنام سلطان كشمير قطب الدين نوشته و رساله كوچك وى بنام «موچلكه» بنام اميرى ميباشد. در مجموعه مكتوبات او هم نامههاى متعدد بنام پادشاهان و اميران موجود است و مطالعه آنها نشان ميدهد كه شخص فوق العاده على همدانى با كمال صراحت لهجه و بىباكى بحكام بزرگ نصايح دينى ميدهد و آنان را به اجراى اوامر و نواهى شرع اسلامى وادار ميكند. مكتوبات او بنام ميرزاده ميركا، سلطان محمد شاه حاكم