احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢١٩ - سبك شعر على همدانى
مير سيد على همدانى پيرو شعراى سبك خراسانى و عراقى (هردو) بوده و خواهيم ديد كه سوز و سرور و هيجان شعر حكيم سنائى و شيخ عطار و مولوى و عراقى و سعدى در اشعار او تأثيرى بسزا داشته است.
سنائى غزنوى قصيدهاى دارد باين مطلع:
|
اى گرفتار نياز و آز و حرص و حقد و مال |
ز امتحان نفس حسى چند باشى در وبال |
|
و غزل على همدانى باين مطلع در پيروى همين قصيده عرفانى است:
|
اى گرفتاران عشقت فارغ از مال و منال |
و الهان حضرتت را از خود و جنت ملال |
|
مولوى غزلى دارد باين مطلع:
|
آه ازين زشتان كه مه رو مينمايند از نقاب |
از درون سوكاه تاب و از برون سو ماهتاب |
|
و غزل على همدانى با اين بيت آغاز ميپذيرد:
|
گر براندازد زمانى از جمال خود نقاب |
در كسوف آرد رخ خود از خجالت آفتاب |
|
و غزل ديگر على همدانى كه مطلع آن قبلا مذكور گرديد از حيث معنى باين غزل عطار بسيار شبيه است كه:
|
گر رخ او ذرهاى جمال نمايد |
طلعت خورشيد را زوال نمايد |
|
على همدانى غزل شماره ٢٢ (طبق ترتيب الفبا) را در حقيقت در شرح مطلع[١] غزل مولوى سروده و معانى آن مطلع عرفانى را بيان فرموده است:
|
از كنار خويش مىيابم دمادم بوى يار |
ز ان همى گيرم بهردم خويشتن را در كنار[٢] |
|
غزل على همدانى كه بيت اول آن را در زير ميآوريم:
[١] - در ديوان كبير چاپ نولكشور هند( در ص ١٠٣٤) مطلع بدينقرار است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|
[٢] - ديوان كبير جلد دوم باهتمام استاد فروزانفر، ص ٢٩٦.