احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٢٢ - معايب و آلودگىهائى كه فتوت بدان دچار شد
مىكردند.[١]
معايب و آلودگىهائى كه فتوت بدان دچار شد
مسلك جوانمردى با تشريفات خاصى كه بعضى از آنها مذكور گرديد دوشادوش تصوف و عرفان بوجود آمد و پيشرفت كرد و آغاز اين مسلك به اين صورت تقريبا مقارن بوده است با آغاز تصوف. ولى پيشرفت واقعى آن را در بين قرون پنجم تا نهم هجرى مىتوان مشاهده كرد. دوره انحطاط آن هم مقارن است با دوره انحطاط تصوف. و الان هم، چنانكه خواهيم ديد، اگر تصوف به صورت زوال پذيرفتهاى باقى است، آن مقدار فتوت و جوانمردى هم از بين نرفته است و در ايران تشريفات مربوط به فتوت شايد از تصوف پايدارتر بوده و تا اواخر قرن گذشته با همان نحو آداب و رسوم كم و بيش باقى بوده است.
علل انحطاط و زوال فتوت همان است كه در مورد انحطاط تصوف مىدانيم.
مهمترين علل اوليه همانا بىعملى و تظاهرات ريائى صاحبان اين مسلك مىباشد.
بد عملىها و ضعفهاى نفسانى نخست در چند گروه از متصوفه و فتيان آشكار گرديد.
و كمكم بديگران و خصوصا نوواردان سرايت كرد تا بصورت كارهاى ننگ آورى نمودار گشته و موجب بدنامى و رسوايى همگنان گرديد.
ظاهرا بدعملىها و بد رفتارى فتيان حتى پيش از قرن هشتم هجرى نيز وجود داشت ابن المعمار در قرن هفتم هجرى اينگونه اعمال بد را «بدعات فتيان» مىنامد. مير سيد على همدانى هم در رساله فتوتيه خود باين مطلب اشاره ميفرمايد: «جمعى از ارباب نفوس شخصى را برخود تقديم مىكنند و وى را اخى ميخوانند و بدواعى مرادات نفسانى چند روز صحبتى با نفاق ميدارند و آخر بوحشت و عداوت مىانجامد» و چنانكه ذكر كرديم عياران و شطاران كشورهاى عربى، در قرون دوم و سوم هجرى هم از بدعملىها منزه نبودهاند.
از سرايندگان معروف قرن هشتم شيخ ركن الدين اوحدى مراغهاى در مثنوى خود بنام جامجم تحت عنوان «در فتوت داران بدروغ» اين طبقه را سخت مورد انتقاد قرار ميدهد. و درين انتقادها آن تعداد از عيوب فتيان را كه بعدها
[١] - سرچشمه تصوف در ايران، ص ١٣٢.