احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٨٧ - ثبوت رابطه محبت ميان بنده و حق به دلايل نقلى و عقلى
باقى، بجهت رد انكار محجوبان جامد و ردع اصرار طاعنان جاحد براثر هربيت كلمهاى چند برسبيل اختصار تحرير (افتاد و بحايق[١]) اشارات و دقايق مرموزات ناظم و لطايف استعارات و غرايب (نكت و اشاراتى كه ميان اين[٢]) طايفه متداول است (ايمامى[٣]) كرده شد و بمقتضاى آنك مبانى اشارات و معانى عبارات اين (با كوره[٤]) غيبى مبين تفاوت اذواق سالكان (و[٥]) معين تنوع حالات عارفان خواهد بود اين رساله را «مشارب الاذواق» نام كرده شد (چه[٦]) هر سالكى را از حقايق مشرب عرفانى ذوقى و هر ذايقى را شربى و هر شاربى را سكرى خاص بود كه آن اختصاص و امتياز حماء عزّ او گردد در حدى از حدود وجود و درجهاى از درجات شهود و «لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا»*[٧] و چون فهم معانى الفاظ اين قوم (موقوف[٨]) است بمعرفت اصطلاحاتى كه مخصوص است باحوال اين فريق و منسوب بعبارات اقوال اهل اين طريق، پيش از شروع در شرح[٩] ابيات احتياج افتاد بتمهيد[١٠] مقدمه در بيان (حقيقت[١١]) محبت و (ذوق[١٢]) ورىّ و سكر و اسامى و مراتب و لوازم و عوارض و اقسام و حقايق آن فاقول و باللّه التوفيق:
[ثبوت رابطه محبت ميان بنده و حق به دلايل نقلى و عقلى]
المقدمه اى عزيز بدانك نزد اين طايفه حقيقت محبت عبارت است از ميل جميل حقيقى بجمال مطلق جمعا و تفصيلا زيرا (چه[١٣]) انجذاب هر فصلى (باصل[١٤]) خود[١٥] و انس هر (انسى[١٦]) با جنس (خود[١٧]) تواند بود و در اخبار نبوى (وارد
[١] - افتاده بحقايق.
[٢] - نكات و اشارتى كه جان.
[٣] - ايمايى.
[٤] - پالوده.
[٥] - ندارد.
[٦] - ندارد.
[٧] (*)- الاحقاف/ ٦.
[٨] - موقف.
[٩] - اين.
[١٠] - قاعده.
[١١] - ندارد.
[١٢] - زوق.
[١٣] - كه.
[١٤] - باهل.
[١٥] - بود.
[١٦] - انسيى.
[١٧] - خويش.