احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣١٣ - اصطلاحات مخصوص فتيان
آهنگ حجاز بگوش مىخورد (ترجمه از اردو).
اصطلاحات مخصوص فتيان
بيست و پنج اصطلاح مخصوص جوانمردان در كتاب الفتوة ابن المعمار با تفصيل و در نفائس الفنون فى عرائس العيون بالاختصار آمده است كه شمهاى از آن بدين قرار مىباشد:
١- بيت. گروه مخصوص فتيان كه از ديگر گروهها ممتاز باشند مانند بيت الوهاس.
٢- حزب، گروه مخصوص فتيان منسوب بيك شخص، و جزوى از بيت.
٣- نسبت، رساندن نسبت نهايى خود است با جد يا كبير خويش.
٤- كبير، مانند پدر فتيان است كه شرب در محضر او يا باجازه او انجام مىشده است.
٥- زعيم: ناصح فتيان و كسى كه ايشان را پند و اندرز ميدهد.
٦- جد: بزرگ فتيان و جوانمردان كه بمنزله مرشد براى صوفيان است.
٧- رفيق دمساز و دوست فتوت. هر جوانمرد ديگرى را رفيق خطاب ميكرد.
٨- مسابل: طالبان متعدد كه تحت رهبرى مطلوب واحد باشند.
٩- دكش: تارك فتوت (نوعى كلمه نفرين است براى آنانكه مسلك فتوت را ترك كنند).
١٠- بكر: كسى كه تازه عازم ورود به گروه جوانمردان و فتيان مىباشد.
١١- ثقيل: كسى را گويند كه از «كبير» يا «حزب فتوت» جدا شود.
١٢- وكيل: شخصى كه قائممقام و كفيل فرائض كبير باشد.
١٣- نقيب: ترجمان و ناصح و واسطه مصالح فتيان.
١٤- شدّ: ميان بستن (با آداب و رسومى كه ذكرش رفت).
١٥- تكميل: قبل يا بعد از شرط بستن شرايط ديگر فتوت را تمام كردن