احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٥٥ - صورت و صفت نماز
كشجرة خضراء على مزبلة» فرمود كه عبادت توانگران چنانست كه درختى سبز برسر سرگين دانى كه از دور خوش نمايد اما چون نزديك شوى نه در وى ميوهيابى و نه در سايه وى جاى آسايش بود بلكه از ديدن گندگيهاى آن موضع وحشت افزايد و ازين جهت بود كه وحى كردند به داود ٧ كه:
«يا داود قل للعاصين ان لا يذكرونى غافلا لانى وجبت على نفسى انه من ذكرنى ذكرته و انا اذ ذكرت العاصين ذكرتهم باللعنة».[١] ميفرمايد كه يا داود بگو عاصيان را تا از سر غفلت ما را[٢] ياد نكنند كه ما كه خداونديم برخود واجب گردانيدهايم كه هركه ما را ياد كند، ما او را[٣] ياد كنيم و ما چون عاصيان را ياد كنيم كه به غفلت ما را[٤] ياد كرده باشند، به لعنت ياد ميكنيم.
[صورت و صفت نماز]
اى عزيز تا گمان نبرى كه نماز كارى آسان است[٥] قيامى و ركوعى و سجودى از سر رسم و عادت. اين جمله صورت و صفت نماز بود. اين صفت را موصوفى و اين صورت را معنى و حقيقتى بايد و اين از كسانى درست آيد[٦] كه چون قصد عبادت كنند از جميع مرادات و حظوظ خروج كنند و بآب ترك ما سوى اللّه، دستها بشويند و بشراب طهور ذكر، مضمضه كنند و به نسيم روايح اسرار الهى استنشاق كنند و در استتار اوصاف ذميمه چون كبر و عجب و حرص و بخل و همگى اخلاق بهيمى و سبعى را طرح كنند و روى بآب حيات معرفت بشويند و مرفقين را بزلال توكل غسل سازند و بكرامت خضوع[٧] و افتقار، مسح[٨] سركشند و باصغاى كلام الهى مسح گوش كنند و به ملازمت اثبات اقدام صدق بربساط عبوديت، پايها بشويند و به قصد قيام از سركونين
[١] - در مق عبارت عربى ندارد.
[٢] - پا ندارد.
[٣] - چاپى وى را.
[٤] - مم كه هركه ما را ياد كرده باشد بلعنت ياد كنيم؟ بقيه عبارت ترجمه در فارسى را فاقد است.
[٥] ( الف) بنگريد به تعليقات در آخر اين رساله شماره هفت.
[٦] - پا بود.
[٧] - چ ندارد.
[٨] - مم سر ندارد.