احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٩
يا سلطان ابو سعيد ايلخانى (٧١٦- ٧٣٦ ه) هم مذكور نيست.
البته چنين به نظر مىآيد كه سيد شهاب الدين مرد مقتدرى بوده و با امرا و سلاطين ارتباط داشته است. درين باره خود على همدانى بمريدى ميفرمود:
«در امور والد التفات نميكردم، بدان سبب كه او حاكم بود در همدان و ملتفت به سلاطين و امراء»[١].
سيد شهاب الدين اگرچه حاكم و مرد دنيا دارى بوده ولى فقراء و دراويش و علماء و فضلاء را دوست ميداشته است و باين گروه ارادت و احترام ميگزارده است. سلطان محمد خدا بنده اولجايتو چون گنبد شهر سلطانيه را بنا كرد، براى تبرك جويى ميخواست كه اجتماع بزرگان و دراويش ايران و عراق را آنجا تشكيل بدهد. سيد شهاب الدين بنابر خواهش سلطان چهارصد ولى اللّه و علماى دين و فقرا را دعوت داد، و دو سال بعد از تاسيس گنبد مذكور[٢] اين دعوت عملى شد، يعنى در سال ٧١٥ ه[٣] كه على همدانى آنگاه پسر دو ساله بود. پدرش او را هم در محضر اين بزرگان آورد و هريك از بزرگان براى او دعايى خوانده براى اعتلاى مقام او دست مناجات به جانب خداوند متعال بلند كردند. اول اين بزرگان سيد علاء الدوله سمنانى بود و آخر ايشان خواجه قطب الدين نيشابورى.[٤]
اشتباهى در خلاصة المناقب
در بيان كردن كيفيت اين اجتماع، صاحب خلاصة المناقب دچار اشتباه گرديده و بيشتر نويسندگان بعدى سعى كردهاند كه بطريقى آنرا درست بنمايند. جعفر بدخشى مينويسد كه درين اجتماع هريك ازين چهارصد بزرگان به على همدانى حديثى ياد دادند و ٣٣ يا ٣٤ تن از ايشان به او اجازه ارشاد و خرقه دادند. ولى سيد آن موقع خرقهها را قبول نكرد، زيرا اول مىخواست
[١]- خ- م( با) ٤ الف( لا: برگ ٥).
[٢]- طبق تاريخ گزيده( ص ٦٥٧) گنبد در عرف عام در سال ٧١٣ ه تكميل يافته است ولى سال ٧١٥ اصح مىنمايد.
[٣]- خ- م( لا) برگ ١٢.
[٤]- خ- م( لا) برگ ١٣.