احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢٨ - حدود مسافرتها و چند واقعه جالب
مسافرت بوده و در جاى معينى مقام و توقف زياد نكرده است. جعفر بدخشى ميفرمايد: «حضرت سيادت يكى از اكابر اهل سياحت مطلقه بوده است زيرا كه جنابش مسافر مقيم و مقيم مسافر بود» در جاى ديگر اضافه مينمايد: «دايم از منزلى بمنزلى ميرفت» پس سيد مسافرى بوده كه از لذت حضر كمتر استفاده كرده است.
حدود مسافرتها و چند واقعه جالب
درباره حدود مسافرتهاى او غالب نويسندگان كلمه ربع مسكون (همه دنيا) را بكار بردهاند ولى از چگونگى مسافرتهاى او كه در مآخذ مذكور است برميايد كه بعض ممالك اسلامى و روم را ديده است. اسامى بعضى ممالك و شهرها را كه سيد ديده است در زير آورده ميشود: مزدقان، بلخ، بخارا، بدخشان، ختا، يزد، ختلان[١]، بغداد، ماوراء النهر، شيراز، اردبيل، مشهد، كشمير، شام (سوريه) سرانديپ (سيلان) تركستان، لداخ (تبت) سائر نقاط شبه قاره هند و پاكستان و بلاد عربى. در مستورات ميآورد كه: «در يك موقع بعد از فريضه حج تمام ملك عرب را سياحت نمود.»
از شهرهاى ديگر كه سيد ديدار كرده، قبچاق (تركستان) گاندون و جبل القاف قابل ذكر است و در ديدن اين شهرها و جاها سيد اشرف جهانگير سمنانى متوفى حدود ٨٢٨ ه هم همراه او بوده است.[٢]
بطور كلى سفرهاى او پر از صعوبت و رنج بوده ولى همت بلندش باين آلام اعتنا نمىكند و كارش را دنبال ميكند. چنانكه خواهيم ديد اين مسافرتها شخص او را اعتلا و صفاى كامل روحانى بخشيده و او توانسته به تبليغات دين مبين اسلام بپردازد.
* از كوهها و صحارى و دشتهاى بىآب و گياه ميگذرد- وقتى تا ٢٨ روز بدون آب و نان يا هيچگونه خوردنى سفر كرد. وقتى ٢٤ فرسنگ مسافت را بىآب و نان طى كرده البته از خستگى و صعوبت راه شكايت نكرده است.
* زمانى برمبناى روش ايثار و فتوت غذائى را كه داشته بديگران مىبخشد و
[١]- از دوره ازبكان اسم آن« كلاب» يا كولاب گرديد( ايضا).
[٢]- لطائف اشرفى جلد دوم مذكور در تذكره صوفياى بنگال بزبان اردو، ص ٣١٠.