احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢١٦ - چهل و يك غزل در يك شب(چهل اسرار)
پذيرفته است. كيفيت اين كرامت در «خلاصة المناقب» و «مستورات» و مقدمه «چهل اسرار» و آتشكده وحدت مذكور است و ما اينجا عين عبارت شيرين مقدمه «چهل اسرار» را نقل ميكنيم:
«نقل است كه روزى حضرت مخدوم الانام سيد ابن المام مفخر آل طه و ياسين قدوة العابدين، غياث المستغيثين، سلطان الواصلين، محى الاسلام و المسلمين، مربى بنى آدم، مزين دو عالم، عامل اعمال مصطفوى، قائل احكام و اوامر قرآنى، قابل كلام آسمانى امير المؤمنين على الثانى، امير كبير مير سيد على همدانى قدس اللّه تعالى اسراره و اسرار من اتبع اسراره، در خانقاه تخت گاه دولت پناه سعادت نگاه نشسته بودند و جماعت كثير در خدمت عاليه مشرف بودند و هريك التماس كردند كه اى مسير تو زمين و زمان واى كاشف اسرار نهان، كلبه فقير را بايد مشرف ذات اشرف ساخت جناب سيادت مآب نسبت به هركدام سائلين جواب با صواب بلفظ بلى و نعم فرمودند و بموجب حكم نبويه سوال هيچكدام را رد نكردند و در آن هنگام كه قوام الدين[١] نسيمى از بوستان آن درگاه حاضر بودند بر اقدام ادب ايستاده عرض كرد كه: اى قطب عالم، هركس را بالطاف عام اجابت فرمودند، البته جان و دل خود را مصروف و مذول در راه اخلاص خواهند كرد. در مطبخهاى خويش طعامهاى لذيذ و نان خورش گوناگون آماده خواهند كرد و ضيافت ايشان در يك وقت چقدر ميتوان خورد؟ اگر حكم عالى باشد ايشان را از پختن در يك روز مانع آييم تا فقرا اين همه مهماندارى به تفريق بخورند- جناب سيادت منع كردند كه هرچه در ضمير سيد است هرگز در وهم و فهم عالم جاى نگيرد و سرى كه درين عجلت سائلان است، واقف آن بجز عالم عالم اسرار كسى نيست- پس چون وقت ديگر (عصر) باز چند كس ديگر تا عشاء آمده عرض داشت مهماندارى نمودند.
بعد از عشاء در حجره مبارك رفتند و دوگانه شكرانه گزاردند و بيرون آمده خادم را فرمودند كه از طلوع آفتاب تا غروب شفق چند كس سائل از درويشان جمع شدند و خادم عرض كرد كه: سى كس از مردم اغنياء و يازده كس از فقرا (جمله
[١] - يعنى شيخ قوام الدين بدخشى از مريدان سيد على همدانى.