احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٨٣ - ٢ - خواجه اسحق عليشاهى ختلانى
ميسر ميگردد. او به اصطلاح صوفيان «فنا فى الشيخ» بوده است. «در آيينه نظر ميكرد و در آينه صورت حضرت سيادت ميديد و بعد از ادامت نظر در آن آيينه روى خود ميديد»[١] على همدانى هم كمالات جعفر بدخشى را اعتراف ميكرده و وقتى فرموده است: «اگر نور الدين ما را بفروشد بهاى ما او را حلال باشد»[٢] همينطور وقتى در منزل امير عمر خوشى الختلانى مردم بتوسط جعفر بدخشى با على همدانى بيعت ارادت ميكردند. سيد در تجليل مقام جعفر بدخشى فرمود: «به نور الدين بيعت كردن اولى بود از بيعت كردن بمن»[٣] على همدانى در وقت مسافرتى به حج «مرقع پوستينه و آفتابه خودش را به وى ارزانى فرموده نيز خلالى و چرك گوش گيرى و موى بينى گيرى از آهن نيز وى را اعطا فرمود»[٤] باوجوداين مقام جعفر بدخشى، خرقه درويشى على همدانى به خواجه اسحق رسيده است كه داماد وى بوده و سابقه خدمت زياد داشته است.
٢- خواجه اسحق عليشاهى ختلانى
حضرت خواجه كه داماد على همدانى بود در رديف اول مريدان وى قرار دارد خرقه ولايت و جانشينى سيد باو رسيده است. در روضه ٨ روضات الجنان و جنات الجنان احوال او مشروحا مندرج است.
خواجه اسحق خليفه مير سيد على همدانى و از بزرگان صوفيه ميباشد. در سفر سوم على همدانى بحج همراه وى بوده است. خواجه زياده از پنجاه سال شيخ بوده و بر مسند ارشاد و هدايت نشسته و موقع قتل خود در سال ٨٢٦ ه، ٩٦ سال داشته است.
از مريدان بزرگ خواجه اسحق يكى مير سيد محمد نوربخش (٧٩٥- ٨٦٩ ه) ميباشد. اين سيد مردى با كمال بوده و خواجه اسحق بسيار تحت تاثير او قرار گرفته است. تا حدى كه مسند ارشاد را به او واگذار كرده و خرقه ولايت و خلافت على همدانى را باو بخشيده و با او بيعت كرده است. بگفته آقاى
[١] - خ- م( لا) برگ ٥٧.
[٢] - خ- م( لا) برگ ٧٦- ٧٧.
[٣] - خ- م( لا) برگ ٨٨.
[٤] - ايضا برگ ١٠٥.