احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢٥٥ - تاريخچه مختصر فتوت
سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ»[١] و الفضل ما شهدت به الاعداء- پس منبع فتوت و مظهر آن ذات او باشد بحسب ظاهر و باطن صلى اللّه عليه و سلم، و از اين جهت قاعده ضيافت او نهاد، و اساس مروت او فكند و نذر كرد كه طعام تنها نخورد و برذبح فرزند او قوت فتوت مباشرت نمود و قربانى را سنت فرمود و چون وقتش بسماع ذكر محبوب خوش گشت، از جميع اموال بگذشت و تكرار آن درخواست، و مال را هرچند بسيار بود، در جنب طيب وقت تعظيم اسم حق حقير شمرد.
آوردهاند كه جبرئيل ٧ از حضرت عزت سئوال كرد كه يا رب ابراهيم (ع) را باوجود كثرت اموال و اسباب، درجه خلت و اختيار از كجاست؟ خطاب آمد او را دل با ماست نه با مال. اگر خواهى امتحان كن.
جبرئيل (ع) بصورت مردى در آنجا كه ابراهيم (ع) بود بر پشتهاى ظاهر شد و بآوازى هرچه خوشتر گفت «سبوح قدوس رب الملائكة و الروح» ابراهيم (ع) را وقت خوش شد و نزد او آمد و كلمات را استعادت كرد.
جبرئيل (ع) گفت: ثلثى از مال خويش بر من ايثار كن تا باز خوانم. گفت:
كردم. جبرئيل (ع) اعادت كرد. ابراهيم (ع) گفت: ثلثى ديگر بستان و يك بار ديگر باز خوان. جبرئيل (ع) باز خواند. گفت: همه ترا شد. يك بار ديگر مكرر گردان[٢]» (در نفائس الفنون و عرائس العيون هم اين مطلب ذكر شده است).
فتوت حضرت يوسف صديق (ع) در حفظ عفت و در عفو برادران خود، به طورى كه در سوره يوسف مذكور است كرارا در فتوت نامههاى عربى و فارسى به بحث نهاده شده، و نيز خدمتگزارى و علم دوستى حضرت يوشع بن نون كه در سوره كهف بدان اشارت رفته است.
از جمله پيشوايان فتوت بعد از انبياء كه ذكر آنان در قرآن مجيد هم
[١] - ٢١: ٦١.
[٢] - صفحه ١٠ و ١١ كتاب مذكوره.