احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣١ - فصل سوم اقامت در همدان
فصل سوم اقامت در همدان
زندگانى بيست ساله سيد بعد از بازگشت از مسافرتها تا سال ٧٧٢ ه بر ما روشن نيست. ولى بنظر ميرسد كه او درين دوره هرجومرج تاريخ ايران مشغول كارهاى علمى و ادبى و ارشاد و تبليغ حقائق دين مبين بوده است. او در مولد خود مسجد و خانقاه بزرگ بنا كرده و در آنجا بعبادت و رياضت مى پرداخته و نيز بوعظ گفتن و تدريس اشتغال داشته است.[١]
صاحب مستورات در واقعه زير جوانمردى و بذل و ايثار على همدانى را نقل كرده است كه بظاهر مربوط به همين دوره ميباشد: «آنجناب سيادت آنقدر سخى بود كه اگر هزار شاهى نذر ميرسيد، در آن لحظه بفقيران ميداد. روزى خود هرچه در بدل هزار درم خريده بود، پيش حضرت قطب الواصلين ابو المعالى شرف الدين محمود مزدقانى نذر كرد و شيخ در تعجب ماند و هر زمان پيش درويشان خود نقل ميكرد كه مثل مير سيد على همدانى هيچكس صاحب همت و عزيمت نباشد».
چنين بنظر مىرسد كه او درين مدت مسافرتى طولانى در پيش نگرفته است ولى چون بقول جعفر بدخشى او «مسافر مقيم و مقيم مسافر بود» البته در نواحى همدان گذر مىكرده و بارشاد خلق خدا ميپرداخته است و اين مطلب از رسائل و تأليفات او پيداست. درين دوره او به ختلان رفته و باهالى آن خطه معرفى گرديده و چون آن محيط مساعد بوده، براى تبليغ و ارشاد و نيز بنابر اصرار بعضى از ارادتمندان، چندى بعد بآن ناحيه نقل مكان نموده است. از خلاصة المناقب معلوم ميشود كه سيد على نسبت به خطه ختلان علاقه وافر داشت و قبل از نقل مكان نهايى چندين بار به آنجا رفته است. ولى بايد در نظر
[١]- خ- م( با) برگ ٧٢.