احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ١١
بوده اما علويان حسينى هم تا حدى در اقتدار شريك بودهاند. پدر سيد حاكم همدان و خال او سيد علاء الدوله سمنانى قبل از ورود به وادى عرفان و ترك تعلقات مادى حاكم ناحيه سمنان بود. قبل از علاء الدوله سمنانى مذكور چند تن ديگر از خانواده علويان به لقب علاء الدوله مذكوراند مانند عربشاه فخر الدين و علاء الدوله تاج الدين م ٥٢٠ ه[١] همينطور در «تاريخ اولجايتو» چند سيد علوى جزو اعيان و اركان دولت مذكور هستند چون سيد علاء الدين محمد و سيد عماد الدين عماد الملوك و سيد حمزه و غيرهم.[٢]
از خلاصة المناقب معلوم ميشود كه پدر سيد على چندين غلام و برده در اختيار داشت و آنان را گاهى بامراى خود مىبخشيد. در آنجا اينطور مذكور است: «روزى حضرت سيادت در اثناى سفر با چند سوارى مواجه شد و يكى از آنها فرود آمد و سر بر قدم حضرت نهاده بسيار گريست. سيد على پرسيد كه او كيست؟ گفت فلان بنده وى كه امير شهاب الدين به فلان امير بخشيده است»[٣]
متاسفانه درباره خانواده و والدين سيد على اطلاعات ما ازين بيشتر نيست.
البته در خلاصة المناقب از قول سيد على ميآيد كه در تربيت او مادرش فاطمه و خالش سيد علاء الدوله (علاء الدين) سمنانى سعى بسيار كردهاند و در نتيجه آن على همدانى بدين مرتبت معنوى رسيده است. على همدانى سه برادر و دو خواهر هم داشته است.
تعليم و تربيت و مجاهدات راه سلوك
والدين سيد براى تعليم و تربيت او وسائل عالى فراهم كرده بودند و او بنابر استعداد فوق العاده خود ازين سهولتها استفاده شايانى نموده است.
او وقت خود را بيشتر در نوشتن و خواندن كتب و كسب علم و دانش
[١]- مجله آموزش و پرورش، شماره ٢، سال ١٣١٨، ص ٣٠- ٣٨.
[٢]- تاريخ اولجايتو مذكور برگ ١٩٤.
[٣]- خ- م( با) برگ ٧٣.