احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٢٨٨ - استدلالات فتيان در مورد آداب و رسوم خود
همزاد پيغامبر بودند، عليه الصلوة و السلام، و ملازم خدمت پيغامبر بودندى. مصطفى را صلى اللّه عليه و سلم گفتند كه يا محمد! بهرچه بظاهر و باطن تعلق دارد، خاك قدم مبارك شما از وجود ابو جهل شريفتر و بهتر است ولى او فتوتدارى كند و با وجود مبارك حياتبخش شما، ما نيز البته مىخواهيم كه نام مبارك شما به فتوت ببريم. پيغمبر عليه الصلاة و السلام فرمود: اكنون ميان ما خمر نباشد- آب با نمك وضع كرد تا ايشان شربت نمك و آب بنام مبارك پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم بخوردند اين خبر به ابو جهل رسيد در غضب رفت برآشفت و گفت پدر من سرور قبايل عرب بود. و اين يتيم با من همسرى مىكند؟ چهارصد تربيت يافتگان خود را فرستاد كه محمد ٦ و اصحاب او را بزنيد. آن چهارصد كس بجنگ آمدند و اين چهل كس ايشان را زدند و حق تعالى نصرت بخشيد و آنان لت خورده بگريختند و از آن زمان كينه در دل ابو جهل محكم شد و بعد از ان فتوتدارى به دو قسم شد:
شراب خوارگان را نسبت به ابو جهل است و نمك و آب خوارگان را به محمد مصطفى صلى اللّه عليه و سلم. لا جرم مناسب اين حال آيتى است: هذا عذب فرات سائغ شرابه و هذا ملح اجاج[١].
صاحب اين فتوتنامه سپس به شربت شير و نمك و شدّبندى و ميان بستن با صوف صحبتى دراز دارد و در آخر بحث نيز درباره اهميت سراويل يا شلوار توضيحاتى ميدهد[٢]. كه از نقل آنها خوددارى مىكنيم.
عبد الرزاق كاشانى هم در تحفة الاخوان مىنويسد:
شرب قدح اشارت است به علم و حكمت كه بحسب صفاء استعداد اولى و سابقه عنايت ازلى، شخصى را بخشيده باشند و قوت قبول آن در وجود او نهاده تا بواسطه فيض نفسى كامل، برو ظاهر گردد و از قوت بفعل آيد و سبب حيات حقيقى او شود چه حيات قلوب به علم است چنانكه حيات اجساد به آب:
[١] - ٣٥: ٢٩.
[٢] - رسايل جوانمردان، ص ١٨٨ تا ١٩٦.