احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٤٠٠ - شربنا على ذكر الحبيب مدامة - سكرنا بها ان يخلق الكرم
السنه نطق و بيان اهل جذبات را كه عرايس ابكار و (مخدرات[١]) پرده اسرارند (به مهر[٢]) من عرف اللّه كل لسانه ختم كنند و اين سه مرتبه مقرون بودند (كه[٣]) محبوب كه آن (مهيج[٤]) نايره شوق عاشقان (و مكمل[٥]) وجد واجدان و (مورت[٦]) دهشت (هايمانست[٧]) و مراد ازين ذكر ثمره مكاشفات سالكان و نتيجه مشاهدات عارفانست نه آنچه ميان عامه خلق متعارفست پس در مرتبه چهارم اشجار وجود كاملان مكمل كه مقربان بارگاه عنايت و مشرفان عرصه ولايتند بتلقيح هبوب نسيم نسمات روح اسرار قربت و تحقيق نفوذ (سريان[٨]) انوار وحدت مثمر تكميل ناقصان امراض طبيعى و سبب تهذيب مدنسان ادناس بهيمى گردد و درين مرتبه وجود رسمى نماند چه تصحيح اين مقام بعد فناء هستى موهوم بود (به تحقق[٩]) ظهور وجود حقيقى و اندراج وجود ذاكر در حقيقت مذكور. ازين جمله مفهوم گردد كه ذوق شراب زنجبيلى تحفه (ذاكران[١٠]) لسانى شد و كاسات شراب كافورى نصيب ارباب قلوب آمد و تجرع اقداح رحيق مختوم نزل روحانيان گشت.
اى عزيز مراد اين طايفه از (شراب[١١]) قبول افراد و اعيان مراتب وجود است دوام (فيض[١٢]) تجليات ذاتى و صفاتى و افعالى را در منازل عالم افعال و مدارج سموصفات (و[١٣]) معارج علو ذات بقدر استعدادات و قابليات. تا اين معانى سبب ظهور و اظهار كمالات اسرار ملكوتى و انوار جبروتى گردد در مظاهر عنصرى و مناظر بشرى. و عياران كوى طريقت و مبارزان ميدان حقيقت اين
[١] - مخدورات.
[٢] - بهر.
[٣] - به ذكر.
[٤] - بهيج.
[٥] - بود و مكمل و مكمل.
[٦] - مورث.
[٧] - و هيمانست.
[٨] - و شريان.
[٩] - به حقيقت.
[١٠] - ذكر آن.
[١١] - شراب.
[١٢] - ندارد.
[١٣] - ندارد.