احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٥٢ - مقبولان
ايشان است عكس انوار[١] اسرار ايشان شمع مجلس روحانيان است و حدائق و[٢] رياض شهود معارف ايشان نظارهگاه كروبيان است شعر:
|
هر سحر كاتش دردم ره بالا گيرد |
ساق عرش[٣] و فلك و گنبد خضرا گيرد |
|
|
سوز او مجلس و تسبيح ملك گرم كند |
نور او مملكت عالم بالا[٤] گيرد |
|
|
گرچه از عالم علوى همه والاست ملك[٥] |
همت عاشق بالاتر بالا گيرد |
|
|
چه خبر دارد ازين سوز تو هر[٦] بىبصرى |
صدق موسى نه عصابل يد بيضا گيرد |
|
|
اى ملامت گرما باد مپيماى از آنك |
ريب و نيرنگ تو هيهات كه در ما گيرد |
|
|
آه و دردم چو ازين طارم مينا گذرد |
قوت[٧] و قوت همه از نور تجلى گيرد |
|
|
نه بسمع طمعى[٨] نزهت كوثر شنود |
نه بدست طلبى[٩] طره طوبى گيرد |
|
|
خود رواكى[١٠] بود آخر كه بهنگام ظفر |
دست مجنون بجز از دامن ليلى گيرد[١١] |
|
و ابرار هم به دو قسمند: قسمى را براى[١٢] بندگان حضرت بخلق باز گذاشتند و قسمى را بخود مشغول گردانيدند و آن قوم[١٣] هم بر دو قسمند:
بعضى آنها هستند كه اوعيه[١٤] باطن ايشان را از اقداح شراب الفت مملو گردانيدند و عين عقول ايشان را بمطالعه اسرار اخبار[١٥] ملكوتى مشغول كردند و سفينه افهام ايشان را در درياى وحدت به تلاطم امواج واردات غيبى غرق كردند. پس اعضاء و جوارح اين قوم از قيام به حقوق عبادات ظاهر معزول گشت: اين گروه و الهان طريقتاند. «لا يقتدى بهم و لا ينكر عليهم».
[١] - قدس و مج سهود و معارض ايشان؟
[٢] - ايا حدائق شهود ..
[٣] - چ و دارد.
[٤] - قدس عالم مينا.
[٥] - چ فلك؟
[٦] - چ مر.
[٧] - چاپى ندارد.
[٨] - پا بسمع قدس: بسعى.
[٩] - مج بتسمع طلبى ...؟
[١٠] - چ كن.
[١١] ( الف) اين اشعار بظاهر از كافى ظفر همدانى شاعر قرن ششم هجرى است كه معاصر معين الدين ملكشاه بن محمود بن محمد بن ملكشاه( ٥٤٧- ٥٤٨ ه) بوده است براى احوالش ر ك: تاريخ ادبيات در ايران دكتر صفا( ج ٢، ص ٥٩٨- ٥٩٩ ه) بزرگان و سخنسرايان همدان( ج ١، ص ١٠٢- ١٠٦) مجمع الفصحا( ج ٣، ص ١١٣٩- ١١٣١).
[١٢] - مج: دوباره آمده.
[١٣] - مم و ايا قوم ندارد.
[١٤] - چ ادعيه؟
[١٥] - ايا: لفظ ملكوتى را فاقد است.