احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٦٨ - دو(مربوط به ص ٣٤٥)
آن بقيه نتوانستند از خود دفاع كنند، پس براى چه بايد معبودان شماها باشند؟) خلاصه حضرت ابراهيم را بعنوان كيفر در آتش انداختند ولى به قدرت خداوندى آتش مبدل به گلستان گرديد و بحضرت خليل الرحمن آسيبى نرساند.
اين مطالب و ديگر گزارشهاى مربوط به حضرت ابراهيم در ١٤ سوره قرآن مجيد آمده و از آن جمله در آيات ٥٧ تا ٦٣ سوره انبياء و آيات ٨٩ تا ١٠٨ سوره و الصافات.
اما اهل تصوف و فتوت اين داستان را برطبق اصول خود تأويل كرده و اساس برنامه تزكيه و تصفيه نفس قرار دادهاند: آنان ميگويند بنا به آيه ٧٨ از سوره الحج ابراهيم پدر امت اسلام است و چون او بتشكنى كرده ما نيز بايد بروش وى گام برداريم و بت بشكينم چنانكه اقبال لاهورى مىگويد (بنگريد به كليات وى، ص ٦٣):
|
ما مسلمانيم و اولاد خليل |
از «اببكم» گير اگر خواهى دليل |
|
اكنون بزرگترين بت، نفس و هواهاى نفسانى است كه بايستى درهم شكسته شود بارى صوفيان و فتيان ازين بتشكنى فرمان «نفس شكنى» گرفتهاند.
موضوع ديگرى كه از سرگذشت حضرت ابراهيم مورد توجه قرار گرفته، دليرى و بىباكىاى است كه آن بزرگ مرد نشان داده است.
دو (مربوط به ص ٣٤٥)
اقوال دهگانه بزرگان كه مير سيد على در اينجا نقل كرده و به شرح آن پرداخته، ظاهر است كه از كتب و رسائل بزرگان سلف گرفته يا از زبان بزرگان عصر خود شنيده است بعضى از اين اقوال به همان صورت يا با كمى اختلاف در كتب معروف فتوت و تصوف موجود است مثلا:
١- قول اول كه على همدانى به شيخ حسن بصرى نسبت داده در رساله قشيريه (ص ١٠٣) هم موجود است- ولى منسوب به محمد بن على الترمذى- و همينطور در كتاب الفتوة ابن المعمار يكبار اين سخن به ترمذى منسوب گرديده (ص ١٢) و يك بار هم به سيد حسن (ص ١٥٣) و اينگونه اختلافات در نقل مطالب در كتب فتوت و عرفان خيلى زياد است.