احوال و آثار مير سيد على همدانى (با شش رساله از وي) - رياض، محمد - الصفحة ٣٩١ - جلوه محبت
مقدرى كه در ازل (تقدير[١]) ارتباط اين اسباب فرمود بىعلتى و استحقاقى هر آينه بمحبت اولى.
[جلوه محبت]
اى عزيز چون ازين مقدمات ثبوت رابطه محبت ميان بنده و حق به دلايل (نقلى و عقلى[٢]) مبرهن گشت و معلوم شد كه حقيقت محبت عبارت است از ميل (نفس[٣]) بملايم بدانكه محبت ذات متعاليه (عزشانه[٤]) بنده را ازين روى محالست و اين نوع اعتقاد سيرت جهال[٥] بلكه محبت (حضرت صمديت[٦]) بنده را عبارت است از تجلى نفحات الطاف ربانى كه از مهب بوادى عنايت بواسطه تلاطم امواج درياى ارادت كه برزخ غيب و شهادت و از اصول ايجاد اكوان و مفاتيح غيب اعيانست منبعث مىگردد و با مظاهر (طاهره[٧]) و مجالى زاكيه كه قوابل آثار قدسى و حوامل (اسرار[٨]) غيبىاند تعلق (مىگيرد[٩]) و مراياى بواطن مستعدان قبول فيض (جمالى[١٠]) را از (كدورت[١١]) آثار (محال[١٢]) جسمانى و ظلمات غبار شهوات نفسانى پاك مىگرداند و بواسطه رفع حجاب علايق و عوايق و دفع عذاب قواطع و موانع به بساط قرب ميرساند و جانهاى متعطشان زلال وصال را در مقام شهود، لذت روح و انس مىچشاند و محبت بنده حضرت صمديت را[١٣] عبارت است از انجذاب سرسالك مشتاق بتحصيل اين معانى كه منشاء سعادات طالبان و منبع كمالات راغبان است و ميل باطن طالب بدرك نتايج اين حقايق كه جمال حال او از (زيوان[١٤]) عارى و بسبب فقد اين دولت بسته بند مذلت و خوارى
[١] - ترتيب.
[٢] - عقلى و نقلى
[٣] - ندارد.
[٤] - ندارد.
[٥] - است.
[٦] - حق.
[٧] - ندارد.
[٨] - آثار.
[٩] - مىگردد.
[١٠] - رحمانى.
[١١] - كدورات.
[١٢] - مخالفات.
[١٣] - عز شأنه.
[١٤] - زيور آن.